اشخانی

خواهشا با نظرات ، انتقادات و پیشنهادات مرا در جهت بهترشدن یاری کنید. خواهشا بدون جبهه گیری و جهتگیری نظر درج کنید تا مطالب را به بهترین نوع ممکنه ویرایش و اصلاح کنم. مطالب دسته‌بندی شده و شناسه دارست.

شیر خر و الاغ و عشه ، ( در این چالش با نظری مرا یاری کنید. )

  • اشکان ارشادی
  • دوشنبه ۱۱ آذر ۹۸
  • ۰۸:۱۲

 

نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 

رادیوی آقام روشنه و صبحها اذان گوش می‌کنم، برنامه‌های « قند پارسی » ، تقویم تاریخ ، و... گوش می‌کنم. بخصوص اخبار گوش میدم.  اینقدر که از گوش کردن رادیو لذت می برم که حد نداره. 

« قند پارسی » جدیدا خیلی بی نمک و بی مزه شده و اصلا حکایاتش معنی نداره!!! اینقدر حکایتهاش بی معنیه که در ذهن نمیمانه!!! از آقا می پرسم : دقیقا چه گفت ؟؟ چه شد ؟؟ که آقام هم میگه : ای آقا ، تو با این ذهن فوق‌العاده قویت!! بیاد نماند و بقول خودت چون بی معنیه و انگار الکی الکیه و بی مزه ؛ داخل ذهن نمیمانه. 

بگذریم. 

می‌خواهم از « شیر خر یا همان الاغ و عِشه بگم » 

در رادیو شنیدم که شیر خَر بسی فایده داره و پرورش خر فقط برای تولید شیر خَر با قیمت فعلی لیتری ۱۷۰ هزار تومن احداث شده!!! 

و شنیده کَردم که : 

  • ادامه مطلب
  • چالش من با موها و لباس‌های تنم! چون مادرم می دوخت! ( خواهشا با نظری بحث را تکمیل کنید.)

    • اشکان ارشادی
    • جمعه ۲۴ آبان ۹۸
    • ۰۴:۳۷

    نویسنده : اشکان ارشادی 

    تا آنجا که بیاد دارم و همیشه همینجور بود تا اینکه بعداز سن بیست و پنج همه‌چیز دگرگون شد.

    پرطرفدارش کنید چون به پاس زحمات مادرم است و قصد دارم نشانش بدم. تشکر  

    خواهشا ، کسانیکه دو مطلب قبل رو نخواندند ، بخوانند تا بتوانند تشخیص دهند که چه میگذره ؛  همچنین لطف و منت بگذارند برای این مطلب و مطلبهای قبلی نظری بگذرانند چون مرا که برادر مسلمانشان هستم رو یاری می دهند. بقیه نیز به عمل مرا مشورت دهند و گذاشتن نظری عمومی با درج نکاتی تنها چند دقیقه زمان نمی برد.  تشکر    

    سه چالش گذاشتم ام که همه خطاب به خود منست و شما مشورت می دهید که در دین نیز ذکر آن رفته است. مگر بنده را قابل ندانید.

    تشکر از یارانی که کم و بیش نظر داده‌اند. برخی کامل ، برخی هم فعلا........ 

    تا این سن ، موهایم رو مادرم کوتاه می کرد و تمام لباس‌های تنم دوخت مادرم بود ، البته زحمت خاله عزیزم رو فراموش نکنم. مادرم دبیر بود و فردی تحصیلکرده که کارشناسی آن زمانهای قدیم را داشت. همان مدارکی که امروزه در موردش میگند برابر با x وy هست. وقتی سیکل و دیپلم رو میگند ارزش مهندسی امروزه رو داره ، پس مدرک مادر من باید ارزش دکترای الان رو داشته باشه! 

  • ادامه مطلب
  • چالش من با سه زبان! فارسی ، ترکی ، کوردی و همینطور عربی ( با نظری مرا یاری کنید.)

    • اشکان ارشادی
    • شنبه ۱۸ آبان ۹۸
    • ۱۰:۳۱

    نویسنده : اشکان ارشادی 

    از قدیم با سه زبان شیرین و اصیل بزرگ شدم.خیلی از بچه‌ها از لهجات مختلف زبان آگاهی ندارند و برداشتهای متفاوتی دارند ، بگذریم از اینکه من حتی همین فارسی رو خیلی کتابی می نوشتم و الان هم ترکی رو به همین صورت می نویسم که دیگه سعی می‌کنم ترکی رو هم بصورت محاوره بنویسم. حقیقت اینکه گوشهای من عادت به شنیدن کوردی کرمانشاهی داره و این زبان غنی رو به خوبی متوجه میشم ، فقط نمیدانم با چه رسم الخطی باید آن را بنویسم. اگر برای بچه‌های بیان که اکثرا فارس هستند بنویسم پس باید از فتحه ، کسره ضمه استفاده کنم. و ترکی روهم با کمی آموزش به رسم الخط خودش می نویسم. لاتین را نمی گویم بلکه الفبای غنی عربی رو می گویم که چهار حرف فارسی آنرا قدرتمند کرده است.

    خیلی از بچه‌ها حتی نمی دانند همین استان کوردنشین کرمانشاه ، در شهرستان سنقر ترک داره و ترکان در کنار کردان مسالمت آمیز زندگی می‌کنند. 

    ترکی سنقری با کوردی آمیختگی پیدا کرده و حتی فارسی و عربی نیز در خود دارد. شعرای ترکمن عراق که امروزه مورد توجه آذربایجانی هاست ترکمن های عراق با لهجه منحصربفرد خود هستند که بسیار به لهجه ترکی آذربایجانی در اردبیل و تبریز و ارومیه نزدیکی داره. 

    من وقتیکه میگم لهجه خودم یعنی ترکی ای که بلدم. اگه بخواهم خیلی غلیظ بنویسم احتمال داره فهمش قابل درک نباشه یا از اصطلاحاتی استفاده کنم که دیگران آن را نمی دانند. 

    همین امروز ، جدا از آپلود نرم‌افزار برای اندروید که از لازماته و اینکه آموزش اندروید پای من باشه تا تمام یادگرفتن هایم و نرم افزارهای لازمه را بیان کنم ، صفحه‌ای هم باز می‌کنم به اسم ترکی ما (سنقر ، سولقور ، ترکمنی ، شاید هم قشقایی ) و همینطور کوردی جنوبی (کرمانشاهی که شامل ایلام و نقاطی از خوزستان و لرستان و همدان و عراق هم میشه ) . 

    اینرو هم بگم که ترک بودن من شامل معنای جزء هست. یعنی مردم کرمانشاه کوردند و روی کورد بودنشان غیرت دارند و همینطور به من لطف دارند و من افتخار می‌کنم که با دلیران مردان کورد زندگی می‌کنم. 

    مصاحبه مردم ترکیه 

    مردم ترکیه در آنکارا یعنی پایتخت جمع شده بودند تا مجلس را با توپ و تَشَر متقاعد کنند تا رای خود پس بگیرد. ترکیه برای پیوستن به اروپا بخاطر بخش اروپایی خود ، قوانینی از اتحادیه اروپا را به اجرا گذاشته بود. جدا از قوانین مربوط به شهروندانش مثل کوردهای عزیز و ارمنی و گرجی و اقلیتهای مسیحی ، یهودی و....د(البته در ترکیه ، مردم ایرانی _ ترکی آذری بسیارند و علوی مذهب ها و تشیع بیست درصدی دارد ولی بدون توجه از کنار آمار آنها میگذرند ). مجبور گشته بود طبق قوانین اروپا ، مهاجرپذیر باشد. این مهاجران باعث دردسرهایی شده بودند. چون ترکی استانبولی را خوب متوجه نمی شوم چند بار جلو و عقب کردم تا فهمیدم. ترکیه تحت تاثیر حرفهای پانتورکیسمی مهاجرین افغان را به نام ازبک و مغول  شکلها ( ترک اصیل ) کارت اقامت داده بودند.(البته ایشان مردم آسیا هستند ولی در آن آب و هوا )حالا که مردم ترکیه می دیدند اینها شباهتی به ترک ندارند می گفتند : بولار جمع ائلسین  ، گئدیر ، اُ اولکه کئ پرسپولیس مرکزدِ. 

    یعنی جمعشان کنید ، ببرید ، آن کشور که پرسپولیس مرکزشه! 

    یعنی ایران! 

    این نقشه قسمتهای کورد نشین ، با الفبای سورانی که کوردهای عراق می نویسند نوشته شده. 

     

     

    این هم مناطقی که ترکان حضور دارند. 

  • ادامه مطلب
  • تجربه شما در عشق چه بوده؟ ( با نظری مرا یاری کنید. برداشت یا نظر خود را درج کنید. تشکر . )، من و عاشقی

    • اشکان ارشادی
    • سه شنبه ۱۴ آبان ۹۸
    • ۲۱:۴۵

    نویسنده : اشکان ارشادی 

    به نام خدا 

    با نظر خودتون منرو یاری کنید و یا بینش خود رو درج کنید. درج نظر بصورت عمومی مهمه و اینکه سعی می‌کنم ، در اسرع وقت جواب بدم. 

    نظر همه برام مهمه! 

    زمان ما اینگونه نبود ، اصلا عشق و عاشقی به این معنا نبود یعنی اصلا نمی دانم چه بگم ؟ زمان ما یه جورایی همه باید خفه خون می گرفتند و اگر چیزی بود، نمی شد همینجوری بازگو می شد. باید کلی مقدمه چینی می شد ، اینگونه نبود!  یعنی مثل امروزه نبود. 

    واقعا یه سوال در ذهنم مانده که چه بود؟ عشق بود؟ آیا عاشق بودم ؟ اگر بودم...... 

    بهتره تعریف کنم : 

  • ادامه مطلب
  • رفع ابهام در مورد دنبال کردن و دنبال شدن ،،،،،، حتما با ذکر موارد یاری کنید تا مقاله تکمیل شود!

    • اشکان ارشادی
    • شنبه ۴ آبان ۹۸
    • ۱۲:۵۸

    نویسنده : اشکان ارشادی 

    وضیح اینکه : 
    1.من منظورم اینه که با دنبال کردن که نوعی لینک دادن هست حاضر به حمایت از وبها و تشویق بچه‌ها به تولید محتوا هستم ، تولید محتوا می تواند از یک مقاله باشد تا نظری تاثیرگذار مثل همین نظری که گذاشته اید و بطرز مطلوبی حس نکته گیری را در من ایجاد کردید. باعث خوشحالی هست که از بچه‌ها با نظرات متفاوت و از ابعاد متفاوت بیاموزم. 
    2. قصدم اینه که به مراجعین وبم این اطمینان را بدهم که لطف آنان ، بدون توجه نمی ماند و در اولین فرصت من هم حمایت میکنم. 
    3. زیاد با این جمله مواجه شده‌ام که کامنت گذاری شما در جهت تبلیغ وب خودتان و درخواست دنبال کردن متقابل غلط و خواسته ای بیجاست ، کاملا درسته و بگویم که : بله هیچ اصرار و اجباری نباید باشد چون شاید کسی از وب من خوشش نیاید ولی خدا شاهده اصلا با کامنت گذاشتن هایم قصد تبلیغ ندارم و اگر توجه کنید همیشه کامنت و نظرم طویل است ، در صورتیکه اگر تبلیغی بود به کوتاهترین شکل می نوشتم. مثلا : موفق باشی. وب خوبی داری. بسیار عالی بود. یا.... 
    4. از بچه‌های بیان و حتی غیر بیان خواهش می‌کنم چنانچه نظراتم را بیهوده و تبلیغی میدانند ، آنها را به صلاحدید خود حذف کنند. همچنین بهترست حذف کنند تا ستاره زدن ، تا اثر منفی تبلیغی کلهم حذف بشود. البته بوده که خودم از فردی خواهش کرده ام تا فقط بخشی از نظرم را ستاره بزند و اگر ایرادی در انتشار نمی بیند منتشر کند که با جواب مثبت روبرو شده‌ام. همچنین گاهی هم صلاح و ریش و قیچی در دست خودمان هست چون باید بخش‌های ابهام دار یا توهینات را بگونه‌ای حذف کنیم و برای اینکه نشان دهیم که ظرفیت دریافت و پذیرش نظر مخالف را داریم! منتشر کنیم. 
    5. کاملا درست اشاره کردید که « مشک آنست که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید » ،،،،، در تکمیل حرف و سخن شما اضافه کنم که : هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترشه! هرکسی مال خود را بهترین عنوان می کند و در آزمون و خطا و عرضیابی مشخص می‌شود چقدر ارزش واقعی دارد. 
    6. بله ، واقعا وبلاگهای الکی زیاد هست و با شما تا حدود اشتراکاتی که هر دو عقیده داریم موافقم! 
    7. من بعداز مدتی مجبور شدم وبم را حذف کنم و به سوتفاهم ها و ایهام ها و ابهام ها پایان دهم ،،،،، همچنین بدبرداشتی هایی نیز رخ داده بود که دیگر با حذف وب و پیج اینستای خودم پایان دادم ولی وب بلاگ بیان را دوباره ایجاد کردم چون از لحاظ معنوی موظف هستیم که زکات علوم آموخته را بپردازیم. « زکات علم به نشر آنست » 

  • ادامه مطلب
  • از کجا شروع کنم؟

    • اشکان ارشادی
    • سه شنبه ۳۰ مهر ۹۸
    • ۱۰:۱۵

    حقیقتا نمیدانم از کجا شروع کنم؟ 

    عطار میگه : 

    تو پای به راه در نه و هیچ مپرس 

                         خود راه بگویدت که چون باید رفت 

    همین الان که داشتم فکر میکردم ، که پیش خودت تکرار کن تا یادت نره. 

    هارادان باشیلان ائلم ؟ 

    له کوره شورویی بِکم ؟ 

    آره دیگه ، از کجا شروع کنم؟ که یکدفعه یادم افتاد:  تحریم یادت نره . 

    ولی خوب کسی که نمیتوانه منرو از این چیزها جدا کنه ، پس هروقت دلم خواست می نویسم. فقط یک موضوع می ماند. آنهم اینه که ؟ آخه تا کی میخواهید اذیت کنید. اگه قرار بود کسی ننویسه چون به مثلا : عمو نقی بر میخوره ، پس چطوری تحقیق رو شروع کرد چطور نقد کرد ؟ چطور چطور ؟ 

    واقعا خسته نشدید ، حداقل بگذارید یک تحصیل کرده ای بین شما باشد. با منم زدن هیچی حل نمیشه! این که من می نویسم بدون غرض و مرض است ولی در حقیقت چاه هم هست ، پس فقط برای آگاهی بخوانید و رد شوید. بدلایلی چاپ نمیشه ولی اینجا اشتراک میگذارم پس استفاده کنید. من به بچه‌های ایران و دیگر فارسی دانان امید داشتم ولی هیچ. عجب بابا! 

    حالا نظرت بنویس ولی اصرار نکن! آخه من با این همه سال خواندن کتب مختلفه از چندین منظر ، نمیدانم! نمی فهمم! کودنم! 

    مهم 

    این مطلب مهم بخوانید ، در جایی بودم. نویسندگان کتب خود را بالا و پایین می کردند ، آخر سر برای غلط یابی منت سر بنده گذاشته شد تا بررسی کنم. 

    چقدر آنروز جر و بحث کردم ، آرام آرام تکمیل میکنم ولی چند مورد را می گویم. 

    ۱. غلط املایی ایشان فوق‌العاده زیاد بود. 

    ۲. در برخی متون تاریخی باید حالت حکمی نوشت که انگار دعوای کودکانه نوشته بود. 

    ۳. زبانم مو درآورد که از جمع مکسر عربی استفاده نکنید و چون نفهمیدند دعوا شد. 

    ۴. اوزان عروضی بلد نبودند و ترجمه میکردند. 

    و...... که در خلال ماجرا می نویسم ، مثلا آگاهی اندکی داشتند و می نوشتند که فایده‌ای ندارد. 

    حرف مرا نمی فهمیدند و حاضر هم نبودند یاد بگیرند ، مثلا اعراب با حرکات متفاوت است. حال فرد مورد نظر اعراب حرف اول کلمه را می خواست برای تلفظ! خوب من هم میگفتم اعراب ندارد بخدا که ندارد و تا می خواستم شرح دهم دیگر...... 

    و دیگر اینکه بر سر لسان عربی یکبار حرف پیش آمد و مرا متهم کردند به سفسطه و مغلطه در کلام و لسان دین! بعد از دفاع از خودم و خرفهم کردن ایشان ، قسم خوردم جز به حاجت خودم عربی معنا نکنم. 

    این عکس رو ببینید. 

    ترجمه ترکی و عربی آن بخوانید. 
    در مورد زبان عربی و فارسی دری که زبان بهشت است. 
    میگه : این شهرک « آذربایجان » رعایا و دهقانان زبان خودشان دارند. اما شعرای عارف با ظرافت کلام و نزاکت پهلوی و مغولی است. 
    و این دو زبان کهنند. 
    زبان شهری ها با کلمات اولا : دهقانی ، دری ، فارسی ، غازی ، پهلویست. 
    فارسی در حق زبانیست که کمال پاشازاده معروف به دقایق الحقایق در موردش آورده : « گفت در تفسیر دیلمی : سوالی مابین رسول الله و میکائیل که آیا تعالی به فارسی هم هست ؟ گفت : بله 
    رسول گفت : زبان اهل جنت عربی و فارسی دری است.

     

    نگذاریم دیگران از منطقه ما سواستفاده کنند. ما مسلمانیم و تشیع و تسنن برادریم ، ولی برخی.....

    به عکس نگاه کنید که : 

     

    این ترکان هم مذهب یهودیت افراطی با عقاید ماسون و فراماسون داشتند ، همچنین زبان ترکی را نیز از دیگران اخذ کرده بودند ، ترکان اویغور نقش بسزایی در ترک زبان کردن مردم متفاوت آنجا داشتند. 

    خزرها برای مدتی حتی بر آذربایجان ایران مسلط شدند و کشتارها کردند. ولی جمع مسلمانان کُرد ، عرب و حتی فارسیان تازه مسلمان شده ، در نهایت با آموزه های اسلام آنان را به پشت کوههای خزر راندند ولی نشر افکار اجباری آنان تا دوره‌هایی مثل صوفیه باقی ماند و روحانیون به آن رنگ و بوی اسلامی دادند. نگذاریم دیگران مردم را بواسطه ترک زبان بودن از آنان بخوانند. به دین مبارک اسلام توجه کنیم. 

    مسلمانان ، آنان را به اسلام شرفمند کردند گرچه میدانستند خون و اصل بد نیکو نمی گردد ولی چنانچه آدمی آموزه های دینی را رفتار کند حادثه ای پیش نمی آید. 

    روحانیون شیعه و حتی برخی از شافعی و حنفی ، قزلباش را بارها ارشاد کردند و اگر روحانیون شیعه مسلمان به منطقه نمی آمدند ، بلای تبریز و.... بر مردم بیشتری رو میگشت. حضرت رهبر متوفی نیز گفته : روحانیون در دستگاه سفاک قزلباشیه ، به حق جهاد کردند. درست میفرمود که آخه شاه عباس ( و دیگر صوفیه ) کجا بزرگ و کبیر بودند. 

     

    حالا بجای اینکه اسباب راحتی داشته باشم و بنویسم ولی مجانی می نویسم ، دیگه دعوای چه دارید ؟ البت که من حرمت ها حفظ میکنم وگرنه یک تنه.....

    بگذریم. 

    سالها پیش محققی از کرمانشاه رد میشد ، کتابی دستش بود و گویی پریشانی به او مستولی شده بود. من طبق عادت همیشه ، از دخالت پرهیز میکردم چون اگر شری بدنبال داشت بر سر من می آمد. ولی صدا کرد و پرسید ؟ 

    _ به شما می خورد تحصیلکرده و کتابخوان باشی! ؟ درست میگویم. ؟ 

    بله ، امرتان بفرمائید. 

    _ نه خواستم سوالی کنم ولی شما اگر کورد نباشی فارسی . 

    شما سؤالات خود را بپرسید ، ( از لهجه ترکی اش فهمیدم ترکه ) و ادامه دادم بویروس جانیم ، هر سورماخ که واردی ، سور ، تا جواب ادم. 

    تکان خورد و بپرسید : ترکی ؟ گفتم : بابا بیخیال ، من قروقاطی ام  ، اصلا بچه همه‌ی مردم ایرانم و باید هم دوستم داشته باشند ، داداش و آبجیم و حامی ام باشند. 

    _ گفت بیا. و بگو اگر میدانی این کتاب چرا ترکی آذری نیست. ؟ 

    خواندم و گفتم : این بیشتر ترکی اویغوریست که چنگیزخان بعداز نابودکردن مراکز قدرت مثل قرا خطایی ، خوارزمشاهیان ، اسماعیلیه و خلافت عباسی و مهار بازماندگان یهود در شما قفقاز ، این زبان را رسمی کرد. در خلال کتاب به او نشان دادم که محقق نویسنده ، لغاتی را با نام اسکی به معنای قدیمی مشخص کرده و تنها راه فهمیدن آن کتاب لغت است. همچنین به او گفتم که لغات فارسی و عربی در این منظومه آمده ، حتی در ترکی اویغوری در چین موجود است. 

    و قرار شد برایش توضیح مدید و بسیط کنم. 

    انشاءالله وقت و حال مساعد پیدا کنم تا برای شما آنقدر مثال بیاورم که تعجب کنید. 

    فعلا برویم بر سر ماجرای عربی 

    دوستی کورد ، نوشته بود : اکراد ، دوستی ترک نوشته بود : اتراک ، اگر همینجوری ادامه پیدا میکرد که کرده متأسفانه ، فقط باید بگویم ای داد! 

    مرا متهم کردند که چشم دیدن کورد و ترک نداری ؛ خیلی ناراحت شدم چون کردان را همیشه برادران کوه پیکر میدیدم ، ترک هم که همیشه عادتشه حمله بکنه مثل تواریخ بسیار. 

    گفتم شما نمی دانید که دارید خود را تحقیر میکنید. 

    گفتند : چطور مگه!؟؟ 

    گفتم : این جمع مکسر عربیست و کسر دهنده ، یعنی حقارت بار. مثلا خود عربهای تحصیلکرده به هیچ عنوان اعراب نمی نویسند. این جمعیست که جمع را می رساند ولی با حالت تحقیر! گفتم : چرا نمی نویسید : کردان ، ترکان ، افغانان ، ترکمنان ، لران ، در صورتیکه جمع مکسر آنان پیچیده و حقیر است و می‌شود : اکراد ، اتراک ، افاغنه ، تراکمه ، الوار که این آخری ایهام ایجاد میکنه ، آیا تخته چوب منظور است ؟ یا جمع قوم لر. 

    گفتم قاعده دارد و باید بحث و..... کنیم. فقط تراکمه و افاغنه حالتی متفاوت دارند. 

    خوب حالا که در مورد جمع مکسر گفتیم ، داستانی هم نقل کنیم که چندین طلبه به همراه استادشان مرا آفرین گفتند و قول دادند اصلاح کنند. طبق معمول حتما نامی از من هم نیاورده اند! 

    شروع ماجرا 

    قبل از آنکه نحوه ی جمع مکسر و جر و بحث خود شرح دهم ، دقیقا مثل بچه‌هایی که ترکی استانبولی یاد میگرفتند و اصول را نمی دانستند ، در بچه‌های زبان عربی هم دیدم. 

    معانی بابها و ساخت کلمه‌ی معنایی را نمی دانستند. برایشان گفتم و تاکید کردم بقیه را خودتان در بیاورید و تمرین کنید.

    فعل های ثلاثی مزید :

    فعل ثلاثی مزید ، فعلی است که اولین صیغه ی ماضی آن بیش از سه حرف باشدو وزن های آن قیاسی است .هشت باب مشهور دارد .به ترجمه ی هر یک از ابواب می پردازیم :

    1-    باب إفعال ( أفعَلَ ،یُفعِلُ ،إفعال ) ، مثال زدم ، صرف بر باب افعال می‌شود اصراف 

    2-    باب تفعیل( فَعَّلَ ،یُفَعِّلُ ،تفعیل)، همیشه شدت را بیشتر میکند ، مثلا شدت بر باب تفعیل می‌شود تشدید 

    3-    باب مُفاعَلَة( فاعَلَ ، یُفاعِلُ ،مُفاعَلَة )، اصولا کار طلب است مثل : منازعه ، مناقشه ، مدافعه

    4-    باب تفاعُل (تفاعَلَ ، یَتَفاعَلُ ، تفاعُل) ، به مانند جنس بر باب تفاعل می‌شود : تجانس ، و یا تعامل ، تعاون 

    معنای غالب تر آن « مشارکت » را می رساند.

    5-    باب تَفَعُّل(تَفَعَّلَ ، یَتَفَعَّلُ ، تَفَعُّل) ، همانند تفرّج 

    معنای آن «مطاوعه »(اثر پذیری )می باشد.

    6-    باب افتعال (افتَعَلَ ،یَفتَعِلُ ،افتعال ) ، مثل انکسار ، انتشار و....

    این باب شرکت جویی و شراکت را میرساند.

    7-    باب انفعال (انفَعَلَ ،یَنفعِلُ، انفعال)، مثل انزجار. 

    8-    باب استفعال (استَفعَلَ ، یَستَفعِلُ ، استفعال )، معنای طلب کردن دارد مثل : استیجار ، استجاب و....

    معنای آن طلب ودرخواست است.وقتی معنای طلب را برساند متعدی می شود .

     

    ماضی

     

    مضارع

     

    امر

     

    مصدر

     

    زائد

     

    معنی

     

    افعل

     

    یفعل

     

    افعل

     

    افعال

     

    ا

     

    متعدی کرن

     

    فعَّل

     

    یفعِّل

     

    فعِّل

     

    تفعیل

     

    تکرار عین الفعل

     

    متعدی کردن

     

    فاعل

     

    یفاعل

     

    فاعل

     

    مفاعلة-  فعال

     

    الف

     

    مشارکت

     

    تفاعل

     

    یتفاعل

     

    تفاعل

     

    تفاعل

     

    ت - الف

     

    مشارکت

     

    انفعل

     

    ینفعل

     

    انفعل

     

    انفعال

     

    أ‌-      ن

     

    اثرپذیری

     

    افتعل

     

    یفتعل

     

    افتعل

     

    افتعال

     

    أ‌-      ت

     

    اثرپذیری

     

    تفعَّل

     

    یتفعَّل

     

    تفعَّل

     

    تفعُّل

     

    ت- تکرارعین الفعل

     

    اثر پذیری

     

    استفعل

     

    یستفعل

     

    استفعل

     

    استفعال

     

    ا س ت

     

    طلب ودرخواست

     

    خلاصه اینها گفتم با کلی توضیحات ، تازه برخی بچه‌ها راه افتادند. بارها میگفتند ما را درس بده تا ماجرایی که قرار بود تعریف کنم الان تعریف میکنم و خودتان بررسی کنید. 

    ذکر این تصویر نیز نافع است تا بابها را بخوبی یاد بگیرید.

    قبلش یادی کنم از دیگر بابهای مشخص 

    باب فاعل ، مثل : جاهل ، ضارب ، راغب و.... 

    باب مفعول ، مثل : مجهول ، مضروب ، مرغوب 

    باب مستفعیل ، مثل حل که می شود : مستحیل 

    باب مَفعل ، مثل : مشعل 

    باب مَفاعل مثل : مضارب ، مشاغل 

    و.... بقیه را بخوانید ، به قول معروف : جوینده یابنده است ، یا ترکی آن : آختاران تاپار. 

    مَنْ طَلَبَ شیئاً وَ َجَدَّ وَجَدَ. (عاقبت جوینده یابنده بود.)

    و یا کُردی ، اگر بِِچی بررسی بِِکِی نقد وَلای بال و دسِت وینی.

    خوب باب ها رو هرچه پیدا کردم اضافه میکنم. 

    از در آموزشگاهی رد میشدم ، بچه‌هایی ترکی استانبولی میخواندند. نمی دانستند مصدر چیست؟ حروف اضافه چیست؟ و.... 

    تعجب وافر کردند من از کجا بلدم ، وقتیکه گفتم : کاش بروید ابتدا دستور زبان فارسی را خوب بخوانید به ایشان برخورد و تندی کردند و باز گفتند ما ترخیم جناب! گفتم عیبی نیست ولی بدون دانستن اینکه مصدر اصلا چه هست ؟ چگونه می توانید بفهمید. یکی گفت : مصدر گوزل چیست؟ گفتم : گوزل یا جوزل صفت هست و مصدر ندارد. آخر کار برایشان گفتم : 

    مصدر بیان فعلیست که عدم زمان و مکان دارد ، در فارسی از تَن و دَن مصادر ساخته می‌شود مثل : دوختن ، بریدن ، خوردن. زمان آنها روشن نیست مثلا کجا دوخته شده ؟ یا در چه مکانی ؟ 

    سپس اضافه کردم در ترکی استانبولی با ماق که ماخ هم گویند با مه ک ، مصدر ساخته می‌شود. مثل : آلماق (خریدن ) ، دئمک (گفتن ) 

    سپس چون فعل امر بلد نبودند گفتم : با حذف مصدر فعل دستوری امر ساخته می‌شود. مثلا آل بدون آلماق یعنی بخر. 

    برایشان گفتم ، فارسی اضافه ب محترمانه دارد یعنی بجای ، خر و رو می گوییم بخر برو 

    بعد دیگر دستور زبان را با آنان کار کردم. 

    در ادامه خواهم نوشت ، تا دوستدارن هم بخوانند. 

    حال برویم سر ماجرای ساخت جمع مکسر عربی که بالاتر پیش زمینه ای گفتم. 

  • ادامه مطلب
  • بسم تعالی
    وبلاگی از آموخته ها و دانسته هایم. مطالب اکثرا طبقه‌بندی و شناسه دار به اسم محقق اشکان ارشادی هستند. لطفا با ذکر نام در ابتدا و آخر مطلب رعایت کنید.
    و همانگونه که مستحضر هستید، بهترین تحقیقات و آموخته هایم را رایگان و با دسترسی آسان در اختیار همگان می گذارم.
    با تشکر اشکان ارشادی از کرمانشاه
    Copyright © https://ashkhani.blog.ir 2018
    پربیننده ترین مطالب
    نویسندگان