اشخانی

خواهشا با نظرات ، انتقادات و پیشنهادات مرا در جهت بهترشدن یاری کنید. خواهشا بدون جبهه گیری و جهتگیری نظر درج کنید تا مطالب را به بهترین نوع ممکنه ویرایش و اصلاح کنم. مطالب دسته‌بندی شده و شناسه دارست.

ثلاث اللسان چه بوده؟ ( عمری با سه زبان زندگی کرده‌ام ، با نظر خود این مطلب را کامل کنید.)

  • اشکان ارشادی
  • چهارشنبه ۲۹ آبان ۹۸
  • ۰۴:۴۵

نویسنده : اشکان ارشادی 

قبل از نوشتن پست در مورد تصور ذهنی شکسته شده ،،،، و آیا بعشق خود رسیده اید؟ ،،،، این پژوهش را که عمری در حافظه ام نگهداری کردم را بخوانید.

برای چند روز آینده ، به وبهای دوستان سر میزنم و در حین پاسخگویی ، برایتان نظری با توجه به متن میگذارم.

این پست تکمیلی برای دیگر مطالبم خواهد بود. 

با سه زبان کوردی ، ترکی ، عربی ( در حد صرف و نحو و باب و اوزان عروضی ) و فارسی زندگی کرده‌ام. لهجه های فارسی رو هم خداروشکر بخوبی درک می‌کنم.

«« توجه توجه! بشرط آنکه برداشت بد صورت نگیرد به طرز زیبایی روزانه خاطره ای با زبان کُردی و با ترجمه‌ای شیوا ، زبان ترکی با ترجمه‌ای شیوا ، تقدیم می‌کنم که حالت ماجرایی و مهیج دارد. 

توجه کنید که نظرات و تکمیل پست ، همه‌ی ما را یاری می‌کند. پس درک مطالب وب و درج نظر کوشا باشیم. بعداز تصور ذهنی شکسته شده ، به وبتان می آیم و نظرات در جهت متن پستهای شما می گذارم. 

موفق باشید. 

اعلام کنید ، بیشتر کدامیک از زبانها را می پسندید تا شروع کنم؟ 

 

ثلاث یعنی سه تایی 

لسان یعنی زبان 

در فلات پهناور ایران از اویغورستان تا کردستان و بهتر اینکه بگویم از رود سیحون تا دریای مدیترانه سه زبان رسمی بود. و به این زبانها ، ثلاث اللسان می گفتند. یعنی زبانهای سه گانه اسلام. 

اکنون فارسی دری همه‌ی ابعاد را پوشش داده و در سه کشور ایران ، افغانستان و تاجیکستان زبان رسمی هست. در منطقه تاشقورکان در چین و مناطقی از ازبکستان و پاکستان و شهرهایی از هند با تفاوتی در لهجه با لغات دیگر زبان بخصوص انگلیسی و اردو صحبت می شود. 

ثلاث اللسان شامل : 

۱. زبان ترکی ( ترک دیلی ، با لهجه قدیمی که عثمانی ها نیز به این لهجه بودند. لهجه ی ترکان غز )

۲. زبان عربی 

۳. زبان فارسی دری 

نکته . لهجه های فارسی با گویش و خُلق و خوی همان مردم با زبان مادری پیش میرفته. 

اما کدامیک بیشتر اهمیت داشته ؟ 

اهمیت هر کدام در محل بکارگیری خود بوده زیرا : 

زبان ترکی ، زبان لشکریان و نظامیان بوده‌است. 

زبان عربی ، زبان علما و روحانیون بوده‌است. 

زبان فارسی ، زبان میانجی و همگانی بوده و دیوانسالاری از این زبان بهره می برده‌است. 

در تفسیر دیلمی آمده دو زبان عربی و فارسی دری زبان اهل جنت است. 

درباریان به چه زبانی صحبت می کرده‌اند ؟ 

سلاطین و شاهان بسته به شرایط هم ترکی و هم فارسی حرف می زدند. تعلیم عربی را نیز ملزم می دانستند ولی نامه های عربی را با کمک عربی دانان می نوشتند. 

مردم به چه زبانی صحبت می کردند ؟ 

مردم به زبان مادری خودشان صحبت می‌کردند ولی بسته به شرایط و شغل و غیره اکثرا دو زبانه تا سه زبانه بودند. مثلا فرهادخان کورد ماکویی ، جدا از کوردی خودش ، فارسی را بجهت صحبت با درباریان و ترکی را بجهت صحبت با لشکریان میدانسته‌است. 

کدامیک ارجحتر بودند ؟ 

ارجحیت و ارشدیت هیچکدام به خوبی روشن نیست چون هر سه ، مورد توجه بودند. فارسی در دوره غزنوی بسیار نیرو گرفت و تا مدتها یگانه زبان شرق عالم اسلامی بود. ولی ترکی و عربی نیز اصلا از اهمیت نیفتادند. هر سه در یک مسیر جلو می رفتند ولی عواملی باعث تضعیف هر سه زبان شد. در نهایت استعمار انگلیسی و اقتدارگرایی روسیه ، این منطقه را دگرگونه کرد.

محدوده‌های فارسی دری چقدر مساحت دارد ؟؟؟ 

ایران با وسعت   ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومترمربع که با قلمروی مالکیت دریایی  ۱۹۰۰۰۰۰ بحدود و تقریب می رسد. 

افغانستان ، با وسعت بیش از ۶۵۲۰۰۰ کیلومترمربع ، کشوری مابین دو اصطلاح آسیای میانه و خاورمیانه هست.

تاجیکستان ، کشوری مهم در ماوراءالنهر ، اهمیت آن بدان سبب است که در قلمروی توران با سپاهیان ترکی قرار دارد ولی ایرانی فارسی زبانند. 

ازبکستان ، بخارا و سمرقند و تاشکند همگی تاجیکان فارسی زبانند. 

بدون احتساب اوزبک ، جمع ایران + افغانستان + تاجیکستان می شود : حدود دو و نیم میلیون کیلومترمربع. 

زبان غریبه کدامست ؟ 

اگر بنای تحقیقات ما پانترکیسم و... باشد که اصلا نمی شود. در یک کلام شاید ترکی خویشاوند زبانهای ایرانی نباشد ولی ایران با حضور همه‌ی اقوام ایرانست. زبان غریبه نداریم و هرچه هست مال ماست. 

تفاوت چهره چه میشه ؟ 

تفاوت چهره امری خدادادی هست و بگیر و ببند و کشت و کشتارها تمام شده! اکنون باید پشت هم باشیم. 

 

در آینده‌ای نزدیک با هم هستیم و حتما از عیدنوروز و مراسم اجتماعی تری خواهم نوشت که با نظرات شما تکمیل می شود. 

 

تصاویری در آینده نزدیک اضافه می گردد. 

 

عزیزانم قدر یکدیگر بدانید که نا گه ز یکدیگر نمانید!!! 

 

ماجرای دختر پرتغالی _اسپانیایی که بدون آموزگار زبان سرخپوستان یاد گرفت.

این ماجرا را تنها برای خالی نبودن عریضه می آورم. مردی کاپیتان کشتی دختربچه خود را به آمریکا همراه خود برد. در حمله ای غافلگیرانه نیروهایش با سرخپوستان جدال می‌کنند ولی با تلفات بسیار عقب نشینی و فرار می‌کند. دختربچه اش در جنگلهای آمریکا گم می شود. همسرش او را نمی بخشد تا اینکه در فرصت بعدی که شاه منطقه پرتغال اسپانی ، بدنبال طلا بوده ، خواهان رفتن می شود. این رفتن نه تنها برای کسب طلا بود بلکه برای انتقام بود. 

شب قبل از جنگ در مستی شراب بود و روی ماسه های ساحل نوشت : عوضی ها ، فردا روز انتقام است و چندین لعنت و فحش نوشت. 

فردا مشاهده کردند که ادامه دستخط ، به همین زبان نوشته شده : ولی ما یکی را داریم که زبان شما بلده! 

از ظرافت انگشتان فهمیدند که دختر زنده هست.

روز مذاکره ، پدر دختر سفیدش را در جامه ی سرخپوستان دید و دختر گفت که نامزد پسر رئیس قبیله شده و اوایل نمی فهمیده ولی آنقدر با او حرف زدند تا زبانش باز شده! 

خود من هم کوردی را اینگونه آموختم ، ترکی هم که بحث خود را دارد. 

 

موفق باشید ، نظر و سوال یادتان نرود. تا حداکثر ۳۰ ساعت بعد جوابی کلی می‌دهم.

 

  • نمایش : ۳۶۲
  • علی نخعی کوشه
    این روند سه‌زبانه بودن حدودا برای چه دوره‌ی تاریخی بوده؟
    و یک سوال دیگه. کوردی پایه‌ی فارسی دری بوده؟
    سلام بر آقای عزیز کرمانی ، علی نخعی کوشه 

    این روند تقریبا در دوران قبل از سلجوک هم بود ، ولی بیشتر سلجوقی و دیگر حکومتها و جالبتر در زمان تیموری به اوج رسید. 

    صفوی _عثمانی _شیبانیان (امپراطوری بزرگ ازبک در آسیای میانه که حتی مغولستان رو هم اداره می کرد ) همه و همه روند سه زبانگی را داشتند ولی از قرن ۱۷ به این طرف بدلیل نفاق به تک عنصری روی آوردند.

    بله ، نظر من و خیلی از دیگران که کتابها نوشتند کوردی پایه فارسی دری هست. 
    بعقیده من فارسی صورت نوشتاری رسمی کوردی هست. 
    توجه کن ، افتادن یک حرف از ضمیر انعکاسی در کوردی 
    خودم ،،،،؛ خوم 
    خودت ،،،،،، خوت 
    وهمچنین هزاران کلمات و صفتها ، مثلا ختم کلام ، زن همان ژن ،،،،، کُرَ یعنی پسر در فارسی کره اسب و.... 
    مسافریـ از دیـار بی کسی. رویــا
    داستان اون دختر پرتغالی برام خیلی جالب بود یعنی واقعا میشه ؟؟؟اونم فقط با حرف زدن
    سلام 
    بله میشه ، الان خود من در کرمانشاه همین وضعیت تجربه کردم. بله میشه ، گوش بشنوه زبان باز میشه. 

    همچنین ، من خودم همیشه باعث تعجب دیگران شدم و برایشان عجیب است آدمی پیدا بشه که ترکی کوردی و.... بنویسه.

    دقیقا همانند بچه‌ای که بدنیا بیاد میشه ، حرفهای درهم رو بعداز مدتی میفهمه. 

    شما فقط سه ماه ، پیش چند نفر باش که باهات انگلیسی بگند ، یاد میگیری. 

    سوالی بود در خدمتم.
    ** گُلشید **
    سلام

    جالب بود

    اتفاقا یه استادی داشتیم میگفتن زبان دوم رو هم باید مثل زبان مادری یاد بگیریم، دقیقا مثل همین داستانی که نوشتید.
    سلام بر گلشید دختر خوب و منطقی بیان 

    اول از همه بسیار عرض پوزش ، که درین مدت فرصت نشده به وبلاگهای بچه‌ها بخصوص شما سر بزنم. 

    استاد عزیز کاملا درست گفته. بشخصه زیاد در این مورد فکر کردم که جدا از زبانهای گنجینه فرهنگی خودمان ، انگلیسی بلد بودن تقریبا واجب شده.

    خیلی تشکر که با نظرات گرانبهایتون مطلب رو کامل می‌کنید .
    گندم فراهانی
    چرا یکی نیست تا با من اووونقدر انگلیسی حرف بزنه تا بلدش بشم و از شر این کلاساو امتحانا خلاص بشم :(((

    سلام بر گندم عزیز که همیشه منرو با نظراتش غافلگیر میکنه. 

    اول از همه عرض پوزش ، بخاطر اینکه نشده به وبهاتون سر بزنم و نظری عمومی بگذارم. در حال نوشتن چند تا مطلب خوب هستم مثلا : عشق نرسیده! اصلا عشق بود؟ و.... که انشاءالله با نظرت خودت و دیگران تکمیل میشه و جوابم میگیرم و دیگران هم استفاده می‌کنند. 

    گندم جان ، همین مسأله که گفتی واقعا مهمه! اگر در یک زمینه مثل زبان کسی که کامل بلده ، با ما حرف بزنه فول فول میشیم. 

    الان مجبوریم در ذهن خودمان شخصیت بسازیم و تمرین کنیم. که اینهم مشکلات خودش داره. 

    سپاس از اینکه شرکت کردی ، به وبت سر میزنم.
    علی باقری کاکشی
    ماشاالله برادر ارشادی عزیز
    استفاده کردیم از مطلب تون ،فقط یه سوال قبل از ورود اسلام زبان به چه گونه بوده ،زبان نوشتار و زبان گفتار به همین شکل بوده
    عرض سلام خدمت مهندس باقری کاکشی 

    قبل از اسلام دری ( فارسی فاخر و ادبی ) با حالتی از آوای کوردی_لری_بختیاری صحبت می شده و حتی از بهرام گور نیز شعری به زبان فارسی موجودست که میگه : منم آن شیر شنبله ، منم آن شیر یله. همچنین از باربُد نیز آهنگهایی موجودست که می‌توان شعر فارسی مطابق با آن را درک کرد و بگفته برخی از زبانشناسان به فارسی امروزه نزدیکی داشته ولی با آوای غلیظ و غنی بمانند کوردها و فارسهای ساسانی که اتفاقا با مردم کورد و لر و بختیاری خویشاوندی نزدیک داشته‌اند. 

    قبل از اسلام ، زبان پهلوی زبان رسمی بود و متون به آن نوشته می‌شد. پهلوی بسیار به کوردی و بلوچی و همینطور تالشی و... نزدیکی داره ولی درک آن برای دیگر لهجه ها مشکل بوده. 
    یکی از شاعران گمنام که کتابی در وصف امام رضا ع سروده و در دوره شاه کشف شد ، لحنی را سروده که احتمالا ریشه در فارسی اواخر ساسانی داره که متدوال گشته ولی به پختگی نرسیده، تا اینکه بهمت فردوسی و دیگر بزرگان شعر و نثر به روانی رسیده. 
    جواب رو خلاصه کنم که : 
    به حالت امروزه نبوده ولی می توان گفت فارسی بوده. 
    یک مثال جسارتا می زنم. 
    اکنون در فارسی کرمانشاهی مثلا میگند : بِشِش گو نَکَ . ( در کوردی : وَپیش بوش نَکَ )
    حالا همین در فارسی امروزی : بهش بگو نکنه. 
    قبل از اسلام حجم لغات عربی و بخصوص باب های عربی در فارسی نبود یا بر اثر تماس ساسانیان با اعراب حیره و یمن ، بصورت خیلی کم در زبان موجودیت میافت. ولی بعداز اسلام حجم این لغات زیاد و کثیر بود برای همین حکیم ابوالقاسم فردوسی اصرار بر استفاده کمتر از لغات عربی داشت ، تا همه فهم باشد. مثلا سلطان ولد پسر مولوی میگه : فارسی گو تا همه دریابند. 
    البته اواخر ساسانیان ، لهجه ای از فارسی میان تمام اقوام ایرانی در حال شکل گیری بود که بسیار به فارسی امروزه شبیه هست ، این لهجه بعدها تنها در بخارا بهمت سامانیان زنده شد ولی سامانیان از حالت آوای کوردی ( ایرانی محلی بگم شاید بتوانم منظورم برسانم ، اقوام همریشه زبانی ) بصورت رسمی می نوشتند که لغات لسان دین را زیاد داشت. 
    یعقوب لیث هم که کمک شایانی داشت. 
    احتمالا مردم ( نه درباریان و لشکریان و مغ ها و نویسنده ها ) باید فارسی را به شکلی شبیه بختیاری ، لری ، کوردی و تالشی صحبت میکرده اند. 

    بسیار ممنون جناب مهندس که با نظری به تکمیل مطلب پرداختید. امیدوارم توانسته باشم در این پاسخ کوتاه جواب رو داده باشم. 
    سوالی بود هستم خدمتتون 

    واقعا سرافراز کردید.
    ARGA ...
    سلام خیلی مفید بود ولی من شنیدم فارسی دری مخصوص دربار بوده و اون "دری" نشانه درباری بودنشه
    سلام بر برادر عزیز و بزرگوار 

    بله ، گفته‌اند : دری یعنی درباری ، دری یعنی داریوشی ، دری یعنی دره خراسون ، دری یعنی دره درندشت که بخاطر طویلی فرهنگی و هنری دری خوانده شده ، برخی نیز بد معنایی کرده‌اند و می گویند دری یعنی در کوچه و در بازاری ، ولی دری یعنی دره کوهی و همه‌ی معناهای درست.

    برداشت ها و تفسیرات متفاوته. تمام زبانهای فلات پهناور ایران حتی ترکی از فرهنگ ماست. 

    همچنین ، توجه کنید که طرز ادبیات در هر صنف و رتبه و.... متفاوت هست.  و حتما دری صفت درباری هم بوده چون درباریان سخنرانی و خطابه و بحث مذهبی داشته‌اند که ادبیات و لحن ایشان متفاوت از صحبت کوچه بازاری هست. 

    بسیار سرافراز کردید. 

    به وبتون سر میزنم ، اکنون کمی سرم شلوغه. عذر تقصیر! ، در پناه خدا باشید.
    گندم فراهانی
    خواهش میکنم :))

    ن آقا این چ حرفیه راحت باشین ، هر موقع هر زمان بیاین در بلاگ من بروی همگان بازه :)
    -- | --
    شن‌زاری درود
    منظره نخستین بلاگ‌تان، بوی آن می‌خواند که سنت‌شکنی ادبی و زبانی را یار نگیرید. شعفم از وقوع.
    تعارف را لگد می‌کنم، به واقع از شلوغی ساختار نمایشی بلاگ «اشخانی»، سرگیجه شدم (ترکیب رنگ‌ها، تفاوت فونت‌ها و اندازه‌ها). یا من مسیری پرتم یا محتوا غریبه است. سپاس خواهد بود، اگر چیستی بلاگ حاضر را توضیح کنید.
    بر شما نیز بارانی درود ، بر شما نیز گلزاری درود ، بسیار تشکر و سپاس از اینکه نظر پر از مهر و محببتان را عمومی گذاشتید. 

    حقیقت آنکه ، دیگر خودم نیز نَمی دانم چه کار باید کنم؟ بسیاری پیام می زنند که آقا این بکن یا آن نکن! 

    و همچنین یارانی مرا یاری می دهند و از کثرت سرگردانی و سردرگمی مرا بر قِلت می آورند که جای بسی تشکر از آنان دارم. 

    و این بگویم یا بقول مصدرگویان ؛ گفتن کنم، که انشاءالله تا چند روز دِگر طرحی نو دراندازم و این تشویش و اشکالات مزید را از این وبلاگم بالکل براندازم.
    بسیاری گویند که : قالبی رسپانسیو بر گزین و ترک قالب کهنه کن. بسیاری نیز گویند که این قلم بهتر از آنست و این را برگزین! و بسیاری برای بنده از دستورات که اکنون کُد خوانند می فرستند تا در قالب وب درج کنم ولی با تأسف نحوه و جای قرارگیری آن نگفته اند. اکنون آرام آرام با تگ ها و کدها آشنایی پیدا کرده‌ام ولی هنوز جای آن باقیست که بیاموزم. 
    تفاوت رنگ‌ها را بجهت توجه ایجاد می‌کنم و درست می فرمائید ؛ به واقع باید بازنگری کنم. 
    از قَوالب عدیده ، اکنون قالبی را انتخاب کرده‌ام که دوست دارم ، فردا روز که به این بنده‌ی حقیر سر می زنید! منت بگذارید و با نظری عمومی حُسنِ دیده خود درج کنید و مرا آگاه و مطلع سازید که چونست ؟ 
    اگر و اگر صلاحی دیدید به حتم اشاره کنید ، خواهشا نیز عمومی درج کنید تا دیگران نیز بهره برند. 
    سعی کرده‌ام که چون فرهاد کوه کن باشم : « فرهاد آن نهنگ دریای محنت! آن پلنگ کوهساران مشقت »
    خدا نکند سنت شکن باشم و حتی اگر همچنان بی شغل و درآمد باشم ولی به حتم نوروز و هفت سین چینم ، سیزده را بدر کنم و قبل از عید تا آنجا که شود زیارت قبور می‌کنم و الحمدی می خوانم و به شب آتش ، با پرهیز از آتش بازی و خطرات از روی آتش می پرم تا بیاد جهنم و دوری از گناه باشم. 
    برآنم تا از فضای غریب کاستن کنم ، و با گفتن یا امام غریب نیرو بگیرم و عزم جزم کنم تا این محیط را دوستدار همه کنم ، هرچند که نمی توان همه را راضی نگه داشت ولی در حد خودم کوشش می کنم. 
    همچنین با صحبت و نوشتن ، ما می توانیم لفظ قلم گویی را به دیگر عزیزان یاد دهیم پس بقول خودتان نظرات را عمومی پرداخت کنید.
    تشکر و سپاس از شما دوست عزیزم.
    شیوه ی نوشتنت دلم شاد می کند ، خدا دلت شاد کند. 

    اشکان ارشادی ، مدیر مسئول وب اشخانی ، مورخه دهم آبان ماه  ۱۳۹۸ 
    خانوم میم
    سلااام
    چقدر جالب :)))
    من فکر میکردم فقط عربی و فارسی رایج بوده و خب ترکی صرفا مخصوص مردم منطقه خودشون بوده
    واقعا جالب بود :)
    امروز یه چیز جدید یاد گرفتم :) ممنون
    و چقدر جالب و عالیه که این همه زبان بلدید :)
    من به قول بابام همین فارسیمم به زور حرف میزنم خخخ
    بعد یه سوال!؟ ما الان یعنی فارسی دری حرف میزنیم؟
    پس چرا مثلا همین تاجیکستان یادافغانستان فرق داره با ما فارسی حرف زدنشون!
    یعنی فارسیه ها ولی شبیه ما نیس
    در کل خیلی مطلب خوبی بود
    و فکر کنم یه مدت عربی خیلی پیشرفت کرده بوده حداقل تو ایران! انگار زبان لاکچریشون شده بوده خخخ
    مثه الان که همه انگلیسی یاد میگیرن :)))
    مررسی
    منتظر جمعه و مطلب جدیدتونمممم
    +راستی ؟ زبان مادری شما کدوم یکی از ایناس؟؟
    سلام بر خانوم میم ، دختر هوشیار بلاگستان بیان 

    فارسی دری حالت فاخر نوشتن و گفتن هست. 

    فارسی افغانی و تاجیکی رو هم با کمی خوب گوش دادن کامل درک می‌کنی ، من خودم زیاد گویش افغانها را گوش دادم و تنها لحن و ساختار با کمی تلفظشون متفاوته وگرنه همین فارسی هست. 
    ببین ما روان صحبت میکنیم ولی آنها غیر روان! آنها اکثرا همانگونه کتاب گونه گویند با مصدر ، مثلا گفتن و دوختن در جمله‌ی زیر مصدر هست : 
    خانُم میم من بَ شما گفتن می‌کنم تا لَباسم دوختن کنید. 
    همچنین توجه کردی که تلفظ آنان قدیمی هست مثل : یَک ، دَولت ، ثَروت و.... 
    همین فارسی خودمونه ، و لهجه آنان را می‌توان در کنار شیرازی و اصفهانی و... طبقه‌بندی کرد.
    الان بچه‌های افغان که به افغانستان بر می گردند مثل ما ایرانیان صحبت می‌کنند. دقیقا مثل ما. اصلا شرق ایران بودند و متاسفانه از ایران جدا افتاده‌است. 

    درسته عربی در مدتی همه گیر شده بود ، الان اعراب هم لهجه های متفاوت دارند مثل همین افغانی ، تهرانی ، شیرازی و... 

    اگر کتابی بنویسیم به حالت لفظ قلم ، بله زبان ما فارسی دری هست. دری حالت فاخری را می رساند. 

    خانوم میم از من که عمری زبانها شناختم بشنو که فارسی بهترین زبان هست ، فقط قدری از شکستن کلمات و تخریب آنان جلوگیری کنیم. اتفاقا زبان اصیلی هست و خویشاوندی نزدیکی با کوردی و تالشی و بلوچی و.... داره. اصلا نگران هیاهوهای الکی نباش. 
    من بچه ی همه‌ی شماهام.

    من گوشهایم به کوردی بچه‌های کرمانشاه عادت کرده و بخوبی می فهمم. 

    ولی خاطره نویسی من ترکی هست ، بعداز دوازده سالگی دیگه حرف نزدم و تنها گاهی ترکی گوش میدم. بیشتر با فارسی عجیب دوست شده‌ام و بهترست در این فضای قاراشمیش من میانه باشم تا شما بچه‌های فارسی هم کم نیاورید چون متاسفانه زیاد شاهد تحقیر شما توسط x و y هستم. 
    ترکی هم لهجه های زیادی داره ، لهجه خودم رو دوست دارم و اینرو خوب میگم.

    بعدا خاطره نویسی به ترکی با ترجمه‌ی روان و شیوا به فارسی می آورم تا لذت ببرید. همچنین کوردی ، بشرط دوری از سوتفاهم. 

    بیزیم ترکی وارموز ؛ که یانی ایران اوشاخلاری. ( ما ترک هستیم ، که یعنی بچه‌های ایرانیم ). ما هم ایرانی هستیم. 
    من بشخصه پشت بچه‌های ایرانم و یک تار گندیده موهاتون رو به غریبه نمیدم. 

    تمام کتابهای زبانی و نژادپرستی ترکی و ایرانی رو خواندم. ایران عزیزه ، یک کلام! 

    جمعه ، حتما می نویسم ، یعنی آماده می‌کنم. 
    به من بگید ، آیا عاشق بودم ؟ باید چکار می کردم ؟ خلاصه نظری کامل با برداشت خودتون بهم بگید تا دلم جوابشو بگیره. 
    گذاشتم هفته‌ای یکبار تا کامل و خوب به زبان خودمونی بنویسم. تشکر اگه بخوبی برام بگید. 
    مثل همین نظرهای زیاد و خوب! 

    چوخ یاخشیده. خیلی خوبه.

    ممنونم خانوم میم ، تشکر 

    بازهم بهت سر میزنم. 
    خانوم میم
    شما هموطن خوب ما هستین آقای ارشادی :)))
    چقدر عالی
    منم دوست داشتم یه زبان مادری جالب داشتم مثل شما مثلا بلد بودم ترکی رو :))))
    و چقدر جالب حقیقتا دقتتون به زبان ها و گویش ها بالاست که خوب میدونین چجوری حرف میزنن افغان ها ^-^
    حتما حتما ان شاءالله نظر مینویسم :)
    کلی ذوق دارم برای اون پست :)))
    سلام بر خانوم میم ، و عذر تقصیر که دیر جواب میدهم. 
    بله جالبه و صد در صد  دوست داشتنی. ولی یکی مثل من سردرگمی های خودش رو داشته و الان زیبایی هاش رو با شما ها تجربه می‌کنم وگرنه انقدرها خوب نبود.  اتفاقا فارسی بیشتر میان ما گفته میشه ، دکتر میری فارسی ، کتابخانه میری....... خیلی از اوقات دیگه همون فارسی حرف زده میشه. 
    حتما اون پست ، 
    یعنی پستم ، محتاج نظر شماست چون خیلی از سوالات مونده برام. 
    خیلی ممنونم 

    ببخشید دیر جواب دادم 
    -- | --
    اهدای احترام
    نسیمی سپاس بر حضور پرفروغ‌تان
    صدق است که خواهان سخن دریدن و پرداختن‌های بسیارم. تاسف که بلاگ‌نویسی را جغد پیرم. دو سالی است که پیوسته آفریدن را سقوط کردم (به دلایلی تلخ و شیرین) امّا گاه به گاه غلظت مجازی‌پردازی‌ خون‌مان کم می‌کند و آمدن را فریاد می‌سرائیم. و بار دیگر، جیغ رفتن را شیپور! لذا ماندگار نیستم. به هر سوء، پیشنهادهای‌تان را قدردانم.
    راجع به پرسش‌های مکتوب، داده‌هایم به قول مردمان سرزمین دور «آپدیت» نیست و نمی‌توانم پیشنهادی سرشار را گرامی دارم. البته اگر پذیرا باشید، قدری پیشنهاد در باب خوانایی بلاگ‌تان خط بنوازم:
    -اندازه، نوع و رنگ فونت‌ها را یکسان آرایش کنید.
    -اگر بخشی از سرودتان در ادامه مطلب خواهد بود، بدنه پست‌ها را با میزان یکسانی پاراگراف‌ نمایش کنید. در یک پست، دو خط در بدنه اصلی نوشتن گرفتید و همان، ده‌ها خط در ادامه مطلب دارد؛ نمای تماشا را تماشا نمی‌کند.
    -برای اشاره به نقاط اوج متن، رنگ را تغییر ندهید. بگذارید به عهده مخاطب تا تشخیص دهد. فقط او را با پاراگراف‌بندی و سرعنوان نهادن، راهنمایی کنید.
    -در متنی با موضوع مشخص، ده‌ها رشته فریاد نکنید.
    و اهدای احترام متقابل و ارسال درودی از کرمانشاه بر سرای شما که نَمی دانم کجاست ؟ 
    استاد گرامی ، همچنین اجازه دهید منهم چندین خط بنوازم. 
    پس بنوازم این نوا را : 
    حقیقت آنکه ، در پرسش و پاسخ قبلی مسائلی را بیان کردم. 
    بنده هیچوقت نمی گویم که بی قانونی خودش قانوست ، یا تشویش موجب ترغیب توجه شده‌است! و.... 
    فریاد کردن در زمینه های مختلف اشتباه روزهای نخستین بود و آرام آرام درست می شود. یادم به شعر خیام بزرگمرد رباعی سرا افتاد : « بر آمده و ناآمده فریاد مکن » 
    تمام نظر و مواردی که ذکر فرمودید خواندم و تمام سعیم را در رعایت آنها می بندم. در چالش بعدی و کلا نوشته های بنده نظر پر مهر خود را درج کنید. ممنون می شوم 
    نظر پیر برای من ارزشی چون تیر دشمن کش دارد. 
    شما جغد پیر نیستید ، سرور و تجربه مند هستید. 

    با آرزوی اینکه در مطالب بعدی ، رعایت کنم و با نظری عمومی مرا ذوق زده کنید.
    sadena ...
    با این منوال حداقل توی بهشت مشکل حرف زدن نداریم نکته جالبی بود
    سلام 
    خواهش می‌کنم ، این مطلب رو در یک کتاب ترکی یعنی نوشته شده دوره عثمانی خواندم. بعد در تفسیر دیلمی مشاهده کردم و.....

    تشکر از اینکه خواندید و نظر دادید. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    بسم تعالی
    وبلاگی از آموخته ها و دانسته هایم. مطالب اکثرا طبقه‌بندی و شناسه دار به اسم محقق اشکان ارشادی هستند. لطفا با ذکر نام در ابتدا و آخر مطلب رعایت کنید.
    و همانگونه که مستحضر هستید، بهترین تحقیقات و آموخته هایم را رایگان و با دسترسی آسان در اختیار همگان می گذارم.
    با تشکر اشکان ارشادی از کرمانشاه
    Copyright © https://ashkhani.blog.ir 2018
    پربیننده ترین مطالب
    نویسندگان