اشخانی

خواهشا با نظرات ، انتقادات و پیشنهادات مرا در جهت بهترشدن یاری کنید. خواهشا بدون جبهه گیری و جهتگیری نظر درج کنید تا مطالب را به بهترین نوع ممکنه ویرایش و اصلاح کنم. مطالب دسته‌بندی شده و شناسه دارست.

تمدن و فرهنگ ما

  • اشکان ارشادی
  • شنبه ۱۳ مهر ۹۸
  • ۲۲:۴۸

با لبخند و بدون تعصب بخوانید : 

بدون جبهه و حاشیه ، بخوانید : 

یک زمانی خیلی به مردم خودمان می نازیدم و حتی دیگر اقوام گرداگرد ایران و آسیای میانه که کلهم یکیند. در همین منطقه ی کردنشین احساس آرامش می کردم ولی قبل از اینکه بیکاری و نداری اعصابم رو بریزه بهم! رفتارای عجیب و غریب این مردم روحم رو عجیب جریحه دار کرد. رفتارای بد اجتماعی که در تمام ایران موجوده و بخصوص تهران. 

دیگه حالا از خیلی جهات بد آوردیم درست! ولی این رفتارا و اخلاقای کثیف چیه؟ 

حالا یکی مثل من از دست رفته و دیگه بقول معروف از ما که گذشته! ولی شما چرا ؟ 

من هنوز به مردمم امید دارم ، خودم رو فراموش کردم ولی شما رو نه! از شما انتظار دارم و میدانم که میتوانید و....

عربده کشی ، دعوا ، زمان نوجوانی و جوانی من قمه کشی ، اعتیاد ، زن طلاق دادن و تخم پس انداختن های بی حساب و خرجی ، دختربازی و پسربازی ، که از دختر خانمها بعید بود که دیگه ؛ اینها هم از دست رفتند. دائما ناسازگارید اونوقت حسرت اروپا رو میخورید. خوب ، آخه همه‌ی عزیزان نشستند تا x بشه y و مملکت گل و بلبل بشه. خوب اومدیم و نشد که حالا حالاها هم نمیشه. یعنی می خواهید جامعه خودتان را محافظت نکنید ؟ بخدا حیفه که جامعه ما بشه پر از سفلیس و سوزاک و تبخال و زگیل و.... کمی برای هویت وجودی خودتان ارزش قائل باشید. هرچیزی به اندازش خوبه ولی افراط خود آفته. 

چون خشت اول نهد معمار کج 

                            تا ثریا می رود دیوار کج 

خوب من هیچکارم ولی بخدا ناراحتی داره ، منطقه ما دقیقا مسقط راس جهان اسلامه! قانونا ما باید از هر لحاظ جاذبه ایجاد کنیم و همانند یک آهنربا دیگران رو به سمت خودمان بکشیم. ولی اکنون خیلی از مصیبتها به سمت منطقه ما فشار میاره ، چه جنگی و بصورت جنگ نرم. مثلا هموطنان آذری برای چه اینهمه هیاهو میکنند؟ عزیزان در مورد خزرها اصلا افتخار نکنید ، خزرها یهودی بودند آنهم با عقاید نحس ماسون و فراماسون. ! اسلام خیلی بهتر از همه‌چیزه ، البته افراطی رو نمیگم. پیامبر اسلام فرمود : تعادل اصل و اساسه ، گندم را ببینید، یک خط آن را جدا کرده! 

کمی متحد باشید ، جمع کنید اخلاقای کثیف رو! 

همه چیز دست ما نیست ، ولی رفتار و ایجاد جامعه ی پاک که دیگه دست خودمانه! البت که این هم مشکلاتی داره ولی میشه ، بقولی : سخته ولی ممکنه! 

مثلا : من خودم لفظ قلم حرف میزدم ، کتابی و لفظ قلم مینوشتم ولی انقدر مسخره کردید که الان اینجوری مینوسم که کاملا غلطه. چون زبان نوشتن با زبان گفتاری متفاوته. مرزها شکسته و لاجرم من باید همرنگ دیگران شوم. 

از تعجب اینکه ، فقط به فارسی بنده گیر ندادند و..... تا این یادم نرفته تعریف کنم ؛ دقیقا آن زمان که کتابی می نوشتم ، از کرد تا ترکمن و شیرازی و.... سوال می پرسیدند که تو اصلا فارسی بلدی و مینویسی ؟ در این میان هم لطف میکردند بهم فارسی یاد میدادند ، مثلا : بجای به من بگو ، بنویس ، بهم بگو خو ، و یا بجای یک بگو یه ، بجای چه شده ات  ، بنویس ، چِته و..... خلاصه من هم برویشان نمی آوردم و می خواندم و می نوشتم تشکر. ولی این موضوع برایم خیلی سوال انگیز بود. ای داد که بعداز عمری تحقیق در مورد زبانها و لهجه ها و... حالا باید همانند نوآموزان بیاموزم. یعنی واقعا عزیزان فکر می کردند بلد نیستم و تازه فارسی یادگرفته‌ام. 

یکی از دخترای کورد که میگفت اهل روانسر ست گفت : دروغ میگی بچه اینجایی! اگه هستی کوردی بنویس ببینم! 

گفتم: خوب باشه ، ولی من اصلا قرقاطی. 

گفت : یعنی چه؟ 

گفتم : یعنی اینکه هر چیزی بگم قابل درک برای دیگران نیست. وقتی اوزان عروضی مطلب مینویسم همه میگند آقا شما دبیر ادبیاتی ، از باب ها و اعراب و حرکات میگم ؛ همه میگند آقا دبیر عربی هم هستی. ترکی مینوسم همه تعجب میکنند ؛ البته تعجب هم داره و همچنین ترکی غلیظی مینویسم که حالا فهمیدم چرا همه وسط کار میگفتند : ترکمنی یا استانبولی ؟ 

حالا هرچقدر بگو آقا هیچکدام ، که اصلا هر کدام! برو عزیز برای تو مگه نان شب میشه. 

گفت : خوب ادامه بده . 

که شیرین مزگی کردم و گفتم : مگه نمیگی کوردی بنویس. 

گفت : چرا ، خو بنویس. 

گفتم : نمیشه. 

گفت : دیدی گفتم دروغ میگی بچه اینجا نیستی. 

گفتم : دورو نه وَتم ، آخه نَه وَتی چه بِنوسِم. 

آره دیگه ، از این ماجراها زیاده. اگه بخواهم بنویسم لاجرم باید مثنوی هفتاد من بنویسم که اگر خوانده بشه! 

خوب حالا یک ماجرای دیگه. 

در اینستا بودم و تازه پیج زده بودم که...... ریپورت و حجم سنگین ناسزا و... 

یکی از بچه‌های ترکمن صحرا به من دایرکت زد و خلاصه از اینجا و آنجا گفتیم. گفت : دوغن جان ( یعنی برادر ، البته من در کتاب خواجه تاجدار خواندم دوقان لفظ صحیحه ایست که ترکمنها بیشتر به روسای قبیله گویند ). 

میگفت : نمی روم خانه ! مگر آنکه با خواستگاری موافقت کنند. 

هرچه گفتم : برو خانه و با مادرت آشتی کن افاقه نکرد تا اینکه گفت : برادر چقدر به ترکی مسلطی ؟ 

گفتم : تقریبا ، برای اینکه گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم بلدم ولی دیگه میخوام فراموشش کنم. اصلا ترکیه کیلویی چنده؟ همین ایران از همه بهتره! 

گفت : آخه به ما که رسید اینجوری میگی. 

گفتم : نه عزیز دل ، حالا مگه قرار ما چکار کنیم ؟ 

گفت : بیا جنس ببریم و بفروشیم. 

گفتم : مگه به همین سادگی‌هاست! اگه کول بر های کوردستانی رو دیدی! که خیلی فرق میکنه ، هم اینکه خودشون بی پول و بدبختند و اینکه منطقه خودشونه و بالاخره آشناترند. 

گفت : مگه ننوشتی که بچه کرمانشاهی ؟

گفتم : چرا ، واقعا بچه کرمانشاهم. 

گفت : خوب کوردی حتما بلدی ، اگه به پست مامور خوردیم ، خیلی از پلیس‌های ترکیه کوردند پس باهاشون کوردی حرف بزن تا با ما کاری نداشته باشند! 

گفتم : عزیز دل ، سورانی و کورمانجی بلد نیستم و همچنین کوردها اکثرا کوردی خودشان دارند ، در اینجا کوردی مردم اینجا رو اگه بگی میفهمم ولی کوردی ترکیه رو بعید میدانم اصلا بفهمم ، مگر نوشته باشه تازه اگر شبیه مهابادی باشه احتمال داره درک کنم ، آنهم بخاطر نزدیکی با کوردی بچه‌های پاوه و دهگلان که دوست داشتم و همچنین کتاب کاملی که از گویش کردی مهابادی خواندم. 

اصرارهایی کرد که دیگه نمی نویسم ،،، 

بعد اضافه کردم : عزیز ؛ یک مسأله! 

گفت : بگو 

گفتم : کوردی که دولت ترکیه استخدامش کرده حتما ترکی رو کامل بلده ، مثل کوردهای ایران که فارسی رو کامل بلدند ، خوب حالا چه اصراری هست که کوردی بلد باشم اونهم با این وضع! خوب تو ترکمنی ، منم دیگه بماند ، حالا یکجوری باید حرف بزنیم که محل شک و گمان نشه ، که اصلا ولش کن چون داره میشه ماجرای « من مست و تو دیوانه ، ما را که برد خانه » . 

پسر خوبی بود ولی حرف گوش نمیکرد ، چند جمله ترکمنی هم نوشت که من در ذهن خودم ایراد گرفتم و گفتم اینکه آذری میشه نه ترکمنی. ولی چیزی بهش نگفتم ، گفتم شاید از آذربایجانی های ترکمن صحراست ولی میگه ترکمنم. 

بلاکم کرد...... 

ادامه دارد 

 

  • نمایش : ۹۷
  • ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    بسم تعالی
    وبلاگی از آموخته ها و دانسته هایم. مطالب اکثرا طبقه‌بندی و شناسه دار به اسم محقق اشکان ارشادی هستند. لطفا با ذکر نام در ابتدا و آخر مطلب رعایت کنید.
    و همانگونه که مستحضر هستید، بهترین تحقیقات و آموخته هایم را رایگان و با دسترسی آسان در اختیار همگان می گذارم.
    با تشکر اشکان ارشادی از کرمانشاه
    Copyright © https://ashkhani.blog.ir 2018
    پربیننده ترین مطالب
    نویسندگان