اشخانی

خواهشا با نظرات ، انتقادات و پیشنهادات مرا در جهت بهترشدن یاری کنید. خواهشا بدون جبهه گیری و جهتگیری نظر درج کنید تا مطالب را به بهترین نوع ممکنه ویرایش و اصلاح کنم. مطالب دسته‌بندی شده و شناسه دارست.

سی و یک وزن مشهور فارسی

  • اشکان ارشادی
  • شنبه ۴ آبان ۹۸
  • ۱۲:۲۰

بیشمار وزن فارسی داریم ولی این  ۳۱  وزن پرکاربردترین است : 

اوزان مشهور شعر فارسی

1 ـ مفاعیلن  مفاعیلن  مفاعیلن  مفاعیلن ( هزج مثمن سالم )

2 ـ مفاعیلن  مفاعیلن فعولن ( هزج مسدس محذوف )

3 ـ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف )

4 ـ مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن (‌ هزج مثمن اخرب )

5 ـ مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن( هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف )‌

6 ـ مفعولُ  مفاعیلُ مفاعیلُ فعل ( هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب )‌

7 ـ مفعولُ مفاعلن مفاعیل (هزج مسدس اخرب مقبوض)‌

8 ـ مفعولُ مفاعلن فعولن( هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف )

9 ـ مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن (‌ مضارع مثمن اخرب )

10 ـ مفعولُ فاعلاتُ مفاعیل فاعلن (‌ مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف ) 

11 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (‌رمل مثمن سالم )

12 ـ  فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف )

13 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مسدس محذوف )‌

14 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ( رمل مثمن مخبون )‌

15 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (‌ رمل مثمن مخبون محذوف )

16 ـ  فعلاتن فعلاتن فعلن (‌رمل مسدس مخبون محذوف )

17 ـ فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن ( رمل مثمن مشکول )‌

18 ـ فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن ( غریب مثمن مخبون )‌

19 ـ   فعلاتن مفاعلن فعلن (‌خفیف مسدس مخبون )

20 ـ مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن ( رجز مثمن سالم )

21 ـ  مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (‌بسیط مخبون )

22 ـ مفتعلن مفتعلن  مفتعلن مفتعلن (‌رجز مثمن مطوی )

23 ـ مفتعلن مفتعلن فاعلن ( سریع مطوی مکشوف )

24 ـ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن ( رجز مثمن مطوی مخبون )

25 ـ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن ( منسرح مطوی مکشوف )

26 ـ مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (‌منسرح مثمن مطوی منحور )

27 ـ فعولن فعولن فعولن فعولن ( متقارب مثمن سالم )

28 ـ فعولن فعولن فعولن فعل (‌متقارب مثمن محذوف )

29 ـ فع لن فعولن فع لن فعولن ( متقارب مثمن اثلم )‌

30 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ( مجتث مثمن محذوف )

31 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (‌مجتث مثمن مخبون محذوف )

در مورد وزن رباعی بیشتر بدانیم : 

وزن آن هم وزنِ عبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله است.

در مورد منشأ رباعی، در کتابهای تاریخی دو روایت متفاوت درج شده‌است:

  • ادامه مطلب
  • اوزان و واج و هجا شناسی ، مقاله ای تکمیلی در باب اوزان عروضی

    • اشکان ارشادی
    • شنبه ۴ آبان ۹۸
    • ۱۲:۱۰

    جمع‌آوری و نویسنده : اشکان ارشادی 

    واج

    به کوچکترین واحد زبان واج می­گوییم.

    واج بر دو نوع است:صامت و مصوّت

    تعداد واج­ها ۲۹ میباشد. 

    صامت ها ۲۳ :ع ء ب پ ت ط ث س ص ج چ ح ه ـه خ د ذ ز ض ظ ر ژ ش غ ق ف ک گ ل م ن و ی

    مصوّت ها ۶ : الف)کوتاه:   َ  ِ  ُ                       ب)بلند:آ - و  - ی

    هجا یا بخش:یک واحد گفتار است که با هر ضربه ی هوا از ریه خارج می شود.

  • ادامه مطلب
  • منگولیسم و وندالیسم

    • اشکان ارشادی
    • شنبه ۴ آبان ۹۸
    • ۱۲:۰۳

    نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 

    از زمانیکه دو قوم مغول و وندال در تاریخ جهان ظهور کردند ، تمام معانی یا عوض شدند یا شکل دیگری به خود گرفتند. اشتباه این دو قوم در نابودسازی و وحشیگری بود. شاید تدبیر زمانه برای این اقوام از نقطه نظر خودشان درست بوده! لاکن تبعات فساد آن برای دیگران بسیار دردآور بوده. به هرحال این دو قوم علاوه بر تاریخ ساز بودن ، دو نام پزشکی و روانپزشکی هم ایجاد کردند. 

    ۱. منگولیسم که همان مغولیسم هست و به عقب مانده ذهنی و خنگ منگول می گوییم. 

    ۲. وندالیسم که برعکس بالایی از نظر نژادی مخالف مغول بودند ولی مع الأسف رفتار نابودگری داشتند. هرچند رومیان ظالم بودند و ایشان با رومیان مبارزه می کردند ولی ایشان از یک طرف و آتیلای هون از طرف دیگر بر پیکره روم ضربه میزدند. 

    این دو اصطلاح امروزه بعنوان روانشناسی و روانپزشکی بررسی می شوند. 

    امروزه به بچه‌هایی که قدری افتادگی چشم و صورت گرد و یک تخته کم داشته باشند هم منگول گویند لاکن درست نیست ، چون منگول یا نژاد مغولست یا بیماری! 

  • ادامه مطلب
  • بلوچ و بلوچستان

    • اشکان ارشادی
    • شنبه ۴ آبان ۹۸
    • ۱۲:۰۰

    نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 

    بلوچ نام قومی ایرانی اصیل است که امروزه در جنوب شرقی ایران تا خراسان و بلوچستان پاکستان ، و نواحی بلوچ افغانستان و همچنین در عمان بخصوص مسقط زندگی میکنند. این قوم از اصیلترین ایرانیان است و اکنون بجز برخی بلوچ ها همانند ایرانشهری ها که از اهل تشیع هستند مابقی همگی بر دین اسلام و حنفی مذهب هستند ، برادران بلوچ مسلمان و صاحب فرهنگ غنی ایرانی هستند. هند از آنان تأثیرات زیادی گرفته و بخصوص نوع موسیقی هندی از بلوچی بسیار تنوع کسب کرده‌است. بلوچستان همواره با زابلستان تاریخی همسو داشته و بقول فردوسی : 

    سپاهش زگردان کوچ و بلوچ

                                             سگالیده جنگ مانند قوچ

    که کس در جهان پشت ایشان ندید

                                       برهنه یک انگشت ایشان ندید

    نگه کرد کیخسرو از پشت پیل

                                رده آن سپه را زده بر دو میل پسند

    امدش وسخت آفرین

                                         بران بخت بیدارو فرخ زمین

    جنگندگی بلوچان در ابیات شاهنامه مشهودست ، بلوچ ها را گفته اند که سابقا در میان کوههای البرز تا گیلان و حدود زنجان زندگی می کردند که با حمله انوشیروان آواره شدند ، داستان از این قرار بود که بلوچها مزاحمت ایجاد میکردند و انوشیروان برای دفع آنان کمر به نابودی بست. 

    بعقیده نگارنده گرچه تلخست که همنژاد ، همنژاد را دفع کند ولی گسترش قوم بلوچ در مُکران تا کراچی و هندوکش نقطه عطفی در پیدایش نژاد آریایی در آنجا شد و فرهنگ ایرانی به این واسطه بسط بیشتری یافت. بلوچ ها همانند کوردها دارای سرزمینی آریایی و بس بزرگند و از امتیاز آنان داشتن خط ساحلی اقیانوسی است. بلوچها در گسترش اسلام نیز نقش زیادی داشتند و مطمئن باشیم که در فتح هندوستان و مسلمان شدن آنان بلوچ ها نقش داشته اند. 

    بلوچها نیز مانند سایر اقوام نسب نامه هایی داشتند که در دوران اسلامی مرسوم بود و خود را به یک قبیله یا شخص مهم از عرب منسوب میکردند لاکن این نسب نامه ها در زمان خود دارای اعتبار بود و طبیعی بود که اقوام برای ایجاد حس مسلمانی بیشتر و مهر تایید بر مسلمان بودن ، خود را به نسل عرب نزدیک کنند. معهذا این قوم اصیل و ایرانیست و زبانش با فارسی خویشاوند و همردیف کُردی و تالشی و تاتی و غیره با هندو اروپایی است. 

    بلوچها ، در تاریخ یکبار دیگر مورد هجوم قرار گرفتند و آن هجوم سلطان غزنوی بود ، گویند زنی از اهالی گچ شهر به پیش محمود آمد و گفت : کوچ و بلوچ تمام زندگی ام غارت کرده‌اند. محمود پرسید : گچ دیگر کجاست!؟ زن گفت : سلطان ! تا حدودی زمین بگیر که بشناسی! 

  • ادامه مطلب
  • یمن ، اعراب کیستند ؟

    • اشکان ارشادی
    • شنبه ۴ آبان ۹۸
    • ۱۱:۵۸

    یمن 

    یمن کشوری با وسعت ۵۲۸۰۰۰ کیلومترمربع است که تاریخی جالب دارد ، به گفته رومیان « عربستان خوشبخت » یمنست. این کشور در تاریخ معاصر بحرانهای زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از این بحرانها استعمار بود و سپس بحران استقلال و تقسیم یمن به دو قسمت شمالی و جنوبی! سپس جنگ و اتحاد یمن! 

    تاریخ یمن جالب توجه است. همیشه ایران یگانه حامی این ملت مظلوم بوده ، اکنون ایران فقط پشتوانه مشاوره ای و روحیه‌ای نسبت به یمن داره و انصارالله و مردم و ارتش این کشور از خاک خود دفاع می کنند. ولی به لطف پیوستگی تاریخ و مذهب و.... نه یمن ، ایران را از یاد برده و نه ایران یمن را. 

    یمن از دوران تاریخی اساطیری با ایران در ارتباط بوده ، احتمال دارد مازندران شاهنامه یمن باشد یا آنکه مصر باشد یا آنکه همین مازندران باشد. 

    ولی احتمالا هاماوران ، باید یمن باشد. کاووس به فتح هاماوران رفت ولی دچار و درمانده شد تا آنکه رستم برای نجاتش شتافت و هفت خوان او شروع می‌شود. 

    اما قبل از همه‌چیز باید به حضور فریدون و عقد سه دختر عرب برای پسرانش اشاره کرد. سه دختر زیبا و با حجب و حیا. یکی را به تور داد ، یکی را به سلم و دیگری را به ایرج. ( به شاهنامه رجوع کنید. ) .

  • ادامه مطلب
  • اعتیاد ، مخدر و سیگار بلای خانمان سوز

    • اشکان ارشادی
    • پنجشنبه ۲ آبان ۹۸
    • ۱۲:۲۵

     

    نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 

    اعتیاد بعنوان یک معضل اجتماعی شناخته می‌شود. بلایی خانمانسوز و خانمان برآنداز ، که نه تنها فرد مبتلا را به ورطه ی نابودی می کشاند بلکه اطرافیان او را هم در این گرداب می کشاند و در حقیقت یک بدبختی برای چندین نفر ایجاد می‌شود. همانطور که اطرافیان و حتی خانواده در اعتیاد فرد نقش داشته اند ؛ در آسیب‌های برآمده از اعتیاد نیز حضور دارند. فرد معتاد گاه با علم به یقین آسیب می زند و گاه ناخودآگاه! البته که فرد معتاد افسارش دست خودش نیست و بعداز اعتیاد چون برده ای در چنگال این هیولای سیاه است.  علیرغم دود سفیدش ، ولی آنقدر جرم ایجاد می‌کند که از فرد مجرم می سازد.خوشبختانه با تلاش روشنفکران اعتیاد دیگر هوس و جاه طلبی و غیره دیده نمی‌شود بلکه بعنوان یک بیماری تحت درمان محسوب می گردد که البته هنوزهم در دیگر لایه‌های اجتماع مایه‌ی ننگ و بوالهوسی تلقی می گردد ولی اکثرا در حال پذیرش این سطح فکری هستند که اعتیاد ، دیگر یک نوع بیماری هست که با همه‌ی بیماری‌های شناخته شده نیز متفاوت است.  این بیماری‌ « اعتیاد » تنها بیماری ای است که بیمارهایش با لذت و کیف اولیه آن را پذیرا می شوند و تنها بیماری ای هست که آحاد اجتماع را در هر سطحی که باشند نامزد گیرایی این بیماری می کند. تنها بیماری ای است که بیمارهایش بدون درد اولیه اقدام به مصرف مسکنی می کنند که همان مخدری است که ایجاد سرخوشی می کند. مواردی نیز گزارش دارد که فرد برای تسکین درد واقعی ( اعم از روحی و جسمی ) اقدام به صرف می‌کند. مثلا مواردی بوده که فرد ، برای تسکین درد دندان مبادرت به مصرف کرده و پس از چند بار مصرف دیگر مبتلا گشته و معتاد شده‌است. چون ماده مخدر ، آرامبخش و مسکن فوق‌العاده قوی است و همچنین ایجاد نشاط و سرخوشی می کند ؛ میل به مصرف بالا می رود. عوامل مبتلا شدن بسیار زیاد و متفاوت است و برای بررسی آن باید کتابی به پهنای یک دایره‌المعارف نوشت. گاهی موارد طبیعی باعث ایجاد تنش و مصرف می‌شود ، مثلا بشخصه دیده‌ام که افراد از ترس درد سوزن سرنگ به دندانپزشکی نمی روند و برای تسکین از مخدر استفاده می‌کنند و پس از چند نوبت مصرف ، مبتلا می‌شوند.  سرعت ابتلا به مخدر نیز متفاوت است و به نوع ماده مصرفی بسته‌است ، البته حجم و توده بدنی شخص با فواصل زمانی مصرف نیز در سرعت ابتلای فرد به اعتیاد نیز نقش دارد. باید توجه کرد که مخدرها در ابتدا نقش سرخوشی و امید واهی را در فرد بخوبی روشن می کنند ولی بعداز اعتیاد و گذشت زمان ؛ دیگر فرد معتاد نه بخاطر سرخوشی بلکه از روی نیاز دست به مصرف مداوم می زند.

    سیگار نه تنها خود اعتیادآور است بلکه دروازه ورود فرد و افراد به مصرف دیگر مخدرهاست. ماده اعتیادآور سیگار نیکوتین است. گرچه وابستگی شدید می آورد ولی خماری و درد وحشتناک ترک مخدرات را ندارد.  همچنین ، الکل ، دارای اعتیادی بشدت و بحدت می باشد ، پس مواظب باشیم. برای خواندن بقیه مقاله بر روی « ادامه مطلب » کلیک کنید.  اعتیاد به مخدرات اعم از صنعتی و سنتی و روانگردان ها ، خود مصیبتی بزرگست که هم وجه را وجهه آدمی را  !! . اعتیاد بعنوان یک بلای اجتماعی ، هم خانواده را نابود می کند و هم جامعه را  !! . اعتیاد علاوه بر معضلات دیگری که دارد ، وقت آدمی را نیز تلف می کند و اصلا کلا زندگی آدم‌ها را  از هر نظر اتلاف می کند.  یکی از معضلات اعتیاد ، همانا « ترک اعتیاد و شکست در آن و جستن برای راهی که منجر به ترک شود » می باشد.  توجه : ترک اعتیاد سخت ترین و مشکل آفرین ترین بخش اعتیاد است. سردرگمی برای ترک اینکه به چه روشی ؟ و در کجا ؟ و حیف پول کردن و هزینه‌های سنگین ترک اعتیاد و نگهداری از ترک! و... بخش مهمی از دایره‌ی تباهی اعتیاد است. توجه دیگری لازمست که فرد زمانیکه مواد دود می کند ، غصه‌ای کم برای پول های از دست رفته می خورد و یا گاه غصه ؛ دیگر نمی خورد ولی زمان ترک چون روحیه آدمی شکننده و دوباره لطیف می گردد و همچنین ذهن باز می‌شود و بفکر آنچه تا کنون از دست داده می نشیند و حساب می کند پس بیش از هر زمانی « حیف و افسوس » می خورد. ای کاش گفتن! را زیاد می گوید ؛ با وجودیکه می داند کاش را بکارند جایش کاشکی سبز می‌شود.و یا اصلا در واقع هیچی سبز نمی‌شود.  ترک اعتیاد و راهکارهای آن ، در واقع سردرگمی و معضل بزرگی برای فرد معتاد محسوب می‌شود. چون فرد معتاد نمی داند و گزینه‌هایی محدود برای ترک اعتیاد دارد و همچنین هزینه‌های ترک گاهی بسیار سنگین است و فرد چون از لحاظ بدن و روح سالهای متمادی ضعیف گشته پس بحساب می نشیند که : هزینه ترک بیشتر از مصرف است و همچنین احتمال شکست در ترک زیاد است و به قول معروف : « روز از نو ، روزی از نو » .  اعتیاد در ابتدا ، انرژی ای کاذب ایجاد می‌کند ولی بعدها باعث سستی ، کاهش وزن و رخوت می‌شود.  به قول فردوسی طوسی :  ز نیرو بُود مرد را راستی                         ز سستی کژی آید و کاستی!  ولی مشکل دیگر اینست که ؛ فرد معتاد بعداز چند سال اعتیاد دیگر نیرویی برای ورزش کردن ندارد. فرد مثلا تریاکی ، حتی بسختی عمل زناشویی انجام می‌دهد و دیگر آن ذوق و رغبت و رمق را ندارد و این هم مشکلی بر مشکلات می افزاید. فرد مجرد هم اغلب بخاطر تجمع مایع منی و ایجاد خمیره ، با بیضه درد مواجه می‌شود. این درد ادامه دار است تا آنکه با جنابت یا.... مایع منی خروج کند. در افراد متاهل این درد به همراه ناتوانی و ایجاد بیماری‌های تنفسی در آینده همراه است. اعتیاد باعث عدم نعوظ کامل و عدم لذت واقعی می‌شود.  هرگز بخاطر تاخیر در انزال ، مواد مصرف نکنید.  متأسفانه بارها در جوامع بشری رخ داده‌است که : ۱. بخاطر کنترل میل جنسی و کاهش آن ، یا خوابیدن آن ۲. بخاطر تاخیر در انزال ، که یا برای درمان مرد استفاده می‌شود یا اینکه برای ایجاد مدت زمان بیشتر در سکس مصرف می‌شود. هنگامیکه مدت زمان نزدیکی جنسی بیشتر شد ، مرد کمتر ولی زن بخوبی لذت آمیزش را می برد و احتمال اینکه به ارگاسم برسد زیادست. ترک اعتیاد ، روشهایی دارد که بخاطر سودجویی برخی افراد ، گاه ناکارآمدی و فرض غلط ، عدم آمادگی فرد ، ناآگاهی فرد و کمبود اطلاعات در این زمینه ، معضل و بیماری روحی جدیدی را برای فرد رغم میزند.  در تمامی راهکارهای ترک اعتیاد ، اراده و تنفر و تصمیم مصمم فرد راهگشای اصلیست.  ترک اعتیاد نیز با پیشرفت صنعت به دو روش سنتی و پزشکی قابل درمان است.  روش سنتی ، همان قطع به یکباره مواد است که اغلب فرد معتاد را در محلی حبس می کنند یا آنکه او را می بندند مثلا : بستن فرد روی تخت با طناب. این روش ، قدیمیترین روش ترک اعتیاد است که هنوز هم انجام می‌شود مثل : کَمپ های ترک اعتیاد ، بازپروری و غیره.  توجه : امروزه تلفیق سنتی - پزشکی انجام می گیرد یعنی اینکه سه روز اول و بصورت نادر هفته‌ی اول قرص متادون که شبه مخدر قوی ای است تجویز و سپس ۲۱ تا ۴۰ روز بعدی قطع مواد صورت می گیرد. روش سنتی در میان عامه به ترک یابویی نیز گفته می‌شود. این روش را بدلیل فشار زیاد و رنج و درد به شکنجه‌های قرون وسطایی تعبیر می کنند.  روش پزشکی  در روشهای پزشکی ، معتاد زیر نظر پزشک با تجویز دارو و بستری شدن ترک می‌کند. اخیرا روش سم زدائی سرپایی تبلیغ و انجام شده‌است که اکثرا تجربه خوبی از آن ندارند. هم تزریق نالوکسان پر هزینه است و هم درد و رنج زیادی به معتاد وارد می کند. نالوکسان حرارت بدن را بسیار بالا می برد ، و سپس با جدا کردن ذرات مواد از خون و پوست و مو و دفع آن ، بدن را با فقر روبرو می‌کند. خیلی از مراجعه کنندگان تحمل این را ندارند. بعد از تزریق نالوکسان ، کپسول نالتروکسان تجویز می‌شود که عملی مشابه نالوکسان دارد. ترک بصورت سم زدائی امکانپذیر هست ولی شکست زیاد و عود نیز بسیار دارد. دکترهایی هستند که با تزریق روزانه سه عدد نالوکسان برای هر معتاد ، درآمد زیادی کسب می کنند و برای عود اعتیاد هم جوابی جز اینکه خودش باعث رجوع مجدد شده هم ندارند. در سالهای ۹۴ تا ۹۶ قیمت تزریق هر نالوکسان در خون ، ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان بود و جدا از پول ویزیت ؛ ( حداقل سه جلسه ، هر ویزیت ۴۵ هزار تومان ) سه دوز دارویی تزریق می گشت یعنی اینکه سه شیشه کوچک را در یک سرنگ کرده و قیمت ۶۰ هزار تا ۹۰ هزار را از معتاد دریافت می‌کردند. مدت تزریق تنها چند دقیقه است. روانپزشکها نیز به صف ترک دهندگان پیوسته بودند و اتفاقا بیشترین سم زدائی را آنان انجام میدادند.  روش ترک تدریجی  این روش بهترین است و در مطالب بعدی حداقل دو واقعه تاریخی به این روش را تعریف می‌کنم.  در این روش که بوعلی نیز بکار می‌بسته ، فرد بلافاصله مواد را کنار نمی گذارد بلکه به مرور مواد را کم می‌کند ؛ تا اینکه مصرفش به حدود صفر برسد.  در مقالات بعد بخوبی شرح داده می‌شود. همچنین دو واقعه تاریخی ، بهمراه یک روش ترک تدریجی قدیمی را شرح می‌دهم.  در ایران ، این روش توسط کنگره ۶۰ اجرا می‌شود. از کنگره خواهم نوشت و پیجی نیز برای معرفی آن ایجاد می‌کنم.
     

  • ادامه مطلب
  • سه سردمدار یهودی پانترکیسم

    • اشکان ارشادی
    • پنجشنبه ۲ آبان ۹۸
    • ۰۸:۵۲

    انتخاب : اشکان ارشادی 

     

    از وبسایت : 

    مجمع پیروان مهدی موعود عج 

    http://www.sahebasr.com/1394/02/14/%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D9%85/

    سه سردمدار یهودی پان ترکیسم

    سه سردمدار یهودی پان ترکیسم «لئون کاهون» (Leon Cohen 1841-1900) یک یهودی فرانسوی و یکی از شرق‌شناسانی بود که کتاب وی به نام « مقدمه‌ای بر تاریخ آسیا»، تاثیر شگفت انگیزی در گرایش روشنفکران عثمانی و در کنار آنان، رویکرد شماری از روشنفکران ترک زبان مسلمان قلمروی روسیه به آرمان‌های پان‌تورانیسم داشت.نظریه‌ تاریخی وی درباره‌ میراث کهن ترکان، در پایه‌ریزی نظام فکری جنبش پان‌تورانیسم و پان ترکیسم، از اهمیت زیادی برخوردار است.«ضیا کوک آلپ» که از وی به‌عنوان پدر پان‌ترکیسم نام‌برده می‌شود، در نوشته‌های خود به‌طور آشکار از تاثیر تعیین کننده‌ای که نوشته‌های کاهون بر افکار و آرای او داشته است، یاد می‌کند. لئون کاهون با برابر گرفتن «تور و تورک» و مصادره‌ تاریخ تورانیان که با ایرانیان از یک ریشه و نژاد هستند به نفع ترکان، توران زمین را که در اسناد کهن به آن «ایران بیرونی» نیز گفته می‌شود، به‌عنوان سرزمین پدری و وطن اصلی ترکان معرفی می‌کند. وی همچنین با تجلیل از چنگیزخان و امپراتوری مغول، ترکان را فرزندان راستین مغول و میراث‌دار آنان می خواند و تشکیل امپراتوری جهانی ترک را از هر نظر شایسته و در توان این فرزندان (ترکان) برمی‌شمارد. نوشته‌های کاهون که در پی تحقق هدف سیاسی موردنظر انگلیس و در رقابت با روسیه است، در واقع یک فراخوان آشکار و فریبنده از ترکان به تلاش و کوشش برای تاسیس یک امپراتوری تورانی- ترک در سرزمین‌های جنوبی قلمروی امپراتوری روسیه از اقیانوس آرام تا دریای سیاه می‌باشد.لئون کاهون، با روشنفکران تجدیدنظر طلب عثمانی در پاریس و استانبول (اسلامبول) ارتباط و مراوده نزدیک داشت. وی بسیاری از آنان را به عضویت لژهای ماسونیک، ازجمله گراندلژ اورلئان فرانسه درآورد. کسانی که بعدها رهبری جنبش ترکان جوان را برعهده گرفتند، همه از اعضای همین لژهای فراماسونری بودند. «آرمینیوس وامبری» (۱۸۳۲-۱۹۱۳/ Arminius Vambery)، یهودی مجارستانی، یکی دیگر از شرق‌شناسانی بود که به خدمت دولت انگلیس درآمد و در راه پیشبرد سیاست‌های استعماری ان دولت در رقابت با روسیه در آسیا، خدمات ارزنده‌ای انجام داد.وی که استعدادی شگفت‌انگیز در آموختن زبان‌های مختلف داشت، مدتی را در استانبول به فراگیری زبان‌های شرقی گذراند. نامبرده به‌ویژه چندان به زبان‌های فارسی، ترکی و عربی تسلط یافت که این زبان‌ها را به‌خوبی زبان مادری، صحبت می‌کرد و با ادبیات آنها آشنایی کامل داشت. وامبری پس از آن‌که مدت شش سال در استانبول به‌عنوان مترجم در وزارت خارجه عثمانی، مشغول به کار بود، از سوی دولت انگلیس به ماموریت آسیای مرکزی (خوارزم و ماوراءالنهر) فرستاده شد. وی در سال ۱۸۶۳ میلادی با ظاهر یک فرد مسلمان مومن اهل استامبول و در لباس فقر و درویشی، همراه با کاروان حاجیان بخارایی به این سفر مبادرت ورزید و طی این سفر اطلاعات بسیار حساس و مفیدی از موقعیت جغرافیایی و اوضاع سیاسی و اجتماعی آسیای مرکزی (خوارزم و ماوراءالنهر) و شمال افغانستان و مواضع و استحکامات نظامی روسیه در شرق دریای مازندران فراهم آورد. وامبری در کتاب خود به نام «سفرهایی به آسیای مرکزی»، ضمن شرح این مسافرت پرماجرا، طرح و نقشه‌ تاسیس یک امپراتوری پان‌ ترکیستی را ترسیم می‌کنند. وی در نوشته‌های بعدی، برای مفهوم بندی امپراتوری «پان تورانی» موردنظر «طرح‌هایی از آسیای مرکزی» را ارایه می‌نماید. تا جاییکه می‌نویسد:خاندان عثمانی با ویژگی دودمانی ترکی و داشتن پیوندهای خویشاوندی زبانی، مذهبی و تاریخی، می‌توانست بنیان‌گذار یک امپراتوری بزرگ از سواحل آدریاتیک تا چین باشد.این امپراتوری همچنین می‌توانست بسیار قوی‌تر از امپراتوری رومانف باشد که قهرا از ناهمگون ‌ترین عناصر به‌وجود آمده بود.آناتولی‌ها، آذربایجانی‌ها، ترکمن‌ها، ازبک‌ها، قرقیزها و تاتارها گروه‌هایی بودند که از پیوندشان [امپراتوری] معظم ترک می‌توانست ظهور کند. در این‌صورت این امپراتوری بسیار بهتر از ترکیه کنونی قادر بود با رقیب شمالی خود مقابله کند. نوشته‌های ستایش‌آمیز وامبری درباره میراث کهن ساکنان باستانی آسیای مرکزی (خوارزم و ماوراءالنهر)، یعنی تورانیان و انتساب آن به ترکان که به منظور ترویج و گسترش فکر احیای ملت بزرگ ترک صورت می‌گرفت، در امپراتوری عثمانی با استقبال گرم و گسترده‌ای روبرو گردید. آنگونه که در کنار روشنفکران، صاحب‌منصبان سیاسی و نظامی و حتا برخی از شاهزادگان عثمانی در هوای تجدید عظمت تاریخ، فرهنگ و تمدن گذشته‌ ترکان به حرکت و جنبش برخاستند. یک سال پس از انتشار کتاب وامبری، یعنی در سال ۱۸۶۵ میلادی، «انجمن عثمانیان نو» در استانبول پایه‌گذاری شد. در این انجمن، افزون بر روشنفکران تجددخواه چون «نامق کمال»، شماری از درباریان عثمانی طرفدار اصلاحات نیز عضویت داشتند.«انجمن عثمانیان نو» با برداشتی ترکی از اسلام که آمیزه‌ای از اسلام‌خواهی و ترک‌گرایی بود، در پی آن بود که با اصلاحاتی در ساختار سیاسی امپراتوری عثمانی و تبدیل آن به یک امپراتوری مشروطه، آن‌را به نیروی محرکه‌ مناسبی برای دست‌یابی به رویای تاسیس یک امپراتوری بزرگ ترک مبدل سازد.ترویج تفکر انجمن عثمانیان نو و شیوه و هدف اقدامات اصلاحی رهبران این انجمن، سرانجام در اواخر قرن نوزدهم میلادی، به نهضت فکری و اجتماعی فراگیر و غالبی در امپراتوری عثمانی بدل گردید که جنبش ترکان جوان از درون آن برخاست. وامبری در سال ۱۹۰۱ میلادی، «تئودر هرتسل» بنیان‌گذار نهضت «صهیونیسم» را که در تلاش یافتن راهی برای کوچاندن یهودیان اروپا به سرزمین فلسطین بود به ملاقات «سلطان عبدالحمید دوم» به دربار عثمانی برد.نامبرده از یک‌سو با دربار عثمانی و با شخص سلطان رفاقت می کرد و سلطان عبدالحمید را در اداره امور مشورت می‌داد و از سوی دیگر، رهبران ترکان جوان را که شاگردان وفادار آموزه‌های پان‌ترکی وی بودند، در دشمنی با سلطان ترغیب می‌کرد و برای مصادره‌ قدرت راهنمایی می‌نمود. «آرتور لوملی دیوید» (Arthur Lumley David)، یک انگلیسی یهودی تبار و یکی از شرق‌شناسانی بود که نوشته‌های وی درباره شکوه و عظمت تاریخ باستانی ترکان و ویژگی‌های زبان ترکی، فکر برپایی ملت بزرگ ترک را در ذهن روشنفکران عثمانی پروراند و مواد و مصالح لازم موردنظر را برای شکل‌گیری اندیشه‌ پان‌ترکیسم فراهم ساخت. نوشته‌های ترک‌ستایانه‌ این شرق‌شناس، به‌ویژه کتاب‌های «بررسی‌های مقدماتی» و«دستور زبان ترکی» که در پی تبلیغ و اثبات برتری نژادی و زبانی ترکی نسبت به سایر ملل شرق، از جمله اعراب و ایرانیان می‌باشد، به‌طور آشکار با هدف برانگیختن و شعله‌ور ساختن احساسات ترک گرایی برتری‌جویانه‌ نژادی روشنفکران عثمانی و نخبگان ترک زبان قلمروی روسیه به رشته تحریر درآمده است. امروز این یقین حاصل است که اکثریت قریب به اتفاق این شرق شناسان در خدمت پیشبرد سیاست‌های استعماری دولت‌های غربی، به‌ویژه دولت انگلیس، در میدان رقابت‌های سلطه‌طلبانه‌ استعماری آن دولت با روسیه در آسیای مرکزی (خوارزم و فرارود) و قفقاز، در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی بودند. هدف اصلی این پژوهش‌ها، همچنان که در این نوشتار از آغاز بر آن تاکید شد، جعل هویتی ترکی برای اقوام ترک‌زبان قلمروی روسیه و برانگیختن احساس همبستگی و وحدت میان ترکان عثمانی و اقوام یاد شده و تبلیغ موجودیت ملت بزرگ ترک، از دریای سیاه تا اقیانوس آرام به‌منظور ایجاد کمربند پان ترکی حایل میان قلمروی روسیه و مناطق نفوذ و متصرفات آسیایی دولت انگلیس، به‌ ویژه حفظ هندوستان از دست اندازی‌های دولت روسیه بود. نقش و تاثیر دروغ نوشته‌های ترک‌شناسان غربی، به‌ویژه آثار ترک‌ستایانه‌ سه تن از شرق‌شناسان یهودی نامبرده درباره‌ عظمت تمدن و فرهنگ باستانی ترکان و توانمندی‌های زبان ترکی، بر روشنفکران ترک در گرایش آنان به پان ترکیسم برای احیای ملت بزرگ ترک، تنها به قلمروی عثمانی محدود نماند، بلکه همان‌گونه که طراحان سیاست‌های استعماری انگلیس از آغاز انتظار داشتند، این آثار نوشته‌ها بر آرای بسیاری از نخبگان ترک زبان قلمروی روسیه نیز تاثیر مستقیم گذاشت.

    منابع: ۱- پیتر هاپکرک ـ بازی بزرگ، عملیات جاسوسی روس و انگلیس در آسیای مرکزی و ایران ـ ترجمه رضا کامشاد ـ نشر نیلوفر ـ تهران ۱۳۷۹ ۲- دکتر حمید احمدی ـ قومیت و قوم‌گرایی در ایران / افسانه و واقعیت ـ ر ۳۵۷ ـ نشر نی ـ تهران ۱۳۷۹ ۳- گریگوریقیکیان ـ شوروی و جنبش جنگل (یادداشت‌های یک شاهد عینی)ـ به کوشش برزویه دهگان ـ موسسه انتشاراتی نوین ـ چاپ اول ۱۳۶۳٫ ۴- پرفسور برنارد لویس ـ ظهور ترکیه نوین ـ ترجمه محسن سبحانی ـ تهران ۱۳۷۲ ۵- محمود محمود ـ تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس در قرن نوزدهم ـ جلد سوم ـ فصل سی‌و هشتم ـانتشارات اقبال ـ چاپ پنجم . ۶- کاوه بیات ـ ناسیونالیسم ترک و ریشه‌های تاریخی آن ـ ماهنامه نگاه نو ـ شماره ۴ـ دی ماه ۱۳۷۰٫ ۷ـ علی‌رضا سلطان‌شاهی ـ پان‌ترکیسم و یهود ـ کیهان هوایی ـ شماره ۱۲۷۴ـ ۲۶ فروردین ۱۳۷۷٫ ۸- عبدالله مرادعلی بیگی- خیالبافی پان‌ترکیست‌ها، واقعیت تاریخی! مجله گزارشـ شماره ۷۵ ـ اردیبهشت ۱۳۷۶٫

    یهودیت و پانتورکیسم

    • اشکان ارشادی
    • پنجشنبه ۲ آبان ۹۸
    • ۰۳:۰۱

    نوشته آقای کاظم آذری 

    مقدمه : ذکر معنای توسط خودم ، اشکان ارشادی 

    ذکر مواردی برای درک بهتر الزامیست : 

    ۱. فعالیت یهودیان زیر زبان ترکی و یا با پافشاری بر هویت ترکی بسیار زیاد بوده و هنوزهم دیده می‌شود. 

    ۲. مغولان ترکانی اصیل بودند که دستگاه یهودیت خزری را که بر زبان ترکی و دین یهودیت استوار گشته بود را نابود کرد ولی این وسط مسلمانان بیشتر آسیب دیدند. 

    ۳. لغت ترکچیلیک ، به معنای 

    ترک + چی ( پسوند شغل ساز مثل : آبدارچی )+ لیک که پسوندی مکتب سازه 

    به معنای : ترک گرایی و ترک برتر بینی! 

    ۴. لغت افندی در ترکی استانبولی حالتی احترامی میاره. مثلا : جانیم افندی. یعنی جانم عزیز محترمم. 

    ۵. غز یا اوغوز شاخه ای از ترکان غربیست. می توانید مثل من کتاب اغوزها نوشته فاروق سومر را بخوانید. 

    ۶. یهودیت « صهیونیزم » حتی بدنبال چسباندن مردم مسلمان کشورمان به خودشان هست. در صورتیکه دارد از ترک زبان بودن مردم ما در نواحی شمال و شمال غرب سواستفاده می‌کند.

    دونمه به زبان ترکی به یهودیانی گفته می‌شود که در طول تاریخ به ویژه از قرن هفدهم به اسلام گرویدند. گروه دونمه‌های سالونیک در امپراتوری عثمانی در گذر از امپراتوری به جمهوریت و در انقلاب مشروطیت سال ۱۹۰۸ ترکیه با ایجاد کمیته‌ای به نام اتحاد و ترقی نقش مؤثری در اضمحلال و متلاشی شدن امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۸ داشتند. قبل از اینکه به نقش و بازی گردانی‌های دونمه‌های یهودی چه در امپراتوری عثمانی چه در جمهوری لائیک ترک پرداخته شود اشاره‌ای هر چند کوتاه به روابط تاریخی ترکان و یهودیان بشود. دو گروه بزرگ از ترکان، خزران و ترکان غز قبل از اینکه به اسلام بگروند دین یهودی داشتند. سلجوقیان که شاخه‌ای از ترکان غز بودند پیوند نزدیکی با خزران داشتند. پدر سلجوق به نام توقاق یکی از سرداران سپاه خاقان ترکان خزر بود. سلجوق با ایل و تبارش بعد از مرگ پدرش، دربار خاقان خزر را ترک کرد و به خوارزم و بخارا آمدند و توسط ایرانی‌ها با اسلام آشنا شده و اسلام آوردند، اما ترکان خزر در دین یهودی باقی ماندند. ترکان سلجوقی بعد از جنگ ملازگرد (۱۰۷۱ میلادی) و شکست امپراتوری روم شرقی با جهاد بی‌امان در مقابل مسیحی‌ها و اروپایی و در پی آن، جنگ‌های صلیبی علیه مسیحیان را به مدت چهارصد سال اداره کردند و در نهایت پیروز جنگ‌های صلیبی، مسلمانان بودند و آنها مانع از آن شدند که اورشیلم و فلسطین به دست یهودی‌ها و مسیحی‌ها بیفتد.

    خزران یهودی در قرن دوازدهم بر اثر حملات روس‌ها متلاشی شدند و بقیه آنها هم در برابر طوفان سهمگین مغول در قرن سیزدهم از صفحه روزگار محو شدند.[۱] و از آن به بعد ترکان خزر به نام یهودی در اروپای شرقی شناخته می‌شدند. در دایرﮤالمعارف یهود آمده که در قرون وسطی اکثریت پیروان کیش یهود از خزران بودند که بخش بزرگی از آنها به لهستان و لیتوانی و مجارستان و بالکان رفته و جامعه یهودیان شرقی اروپا را تشکیل داده بودند و همین‌هایی بودند که اکثریت جامعه عظیم یهودیان دنیا را تشکیل می‌دهند.

    آرتور کستلر مورخ که خود یهودی است حقایق و مدارکی را درباره ترکان یهودی خزری جمع‌آوری کرده است. او به روشنی اثبات می‌کند که تقریبا نود درصد یهودیان اروپا و آمریکا از تبار یهودیان ترکان خزری می‌باشند و ربطی به اسباط دوازده‌گانه اسرائیل و قوم موسی و فلسطین ندارند و تصادفاً همین دسته از یهودیانی هستند که با زمینه‌سازی‌های تبلیغاتی صهیونیستی به‌ویژه بعد از جنگ دوم جهانی از اروپا به فلسطین رفته و کشور اسرائیل را تشکیل دادند. تاریخ بر بطلان دعوی موهوم صهیونیست‌ها که خود را از فرزندان یعقوب (اسرائیل) و قوم برگزیده خدا قلمداد می‌کنند گواهی می‌دهد.[۲]

    برگشت به سرزمین مقدس و اعتقاد به موعود در قبل از جنگ‌های صلیبی در یهودیان سابقه داشته است. با گرویدن ترکان خزر به دین یهود، این اعتقاد در پیش خزران یهودی هم پدید آمد و آنها تصمیم گرفتند برای برگشت به سرزمین موعود یک جنگ صلیبی یهودی به منظور تسخیر فلسطین به قوه‌ی قهریه پناه ببرند. بنیانگذار این نهضت در قرن دوازدهم یهودی خزری شخصی بود به نام سلیمان دوجی و به تمام یهودیان اعلام کرده بود که وقت آن رسیده که خداوند قوم خود اسرائیل را از همه سرزمین‌ها به بیت‌المقدس گرد آورد و نیز به همه جا اعلام کردند که پسر او ایلیا مسیح است. ظاهراً این دعوت از طرف جوامع یهودی حسن اثر نبخشید و بعد از بیست سال شخصی به نام داودالروی که لقب مسیح گرفته بود ظهور کرد. اگر چه این نهضت‌ها از خزران آغاز شد مرکز آن به کردستان انتقال یافت. ظاهراً در آن موقع بعضی از رهبران مسلمان خصومت‌هایی که از طرف مسیحیان صلیبی دیده بودند یهودیان را به صلیبیان ترجیح می‌دادند. در نهایت خاخام‌های یهودی در برابر این مسیح‌های قلابی رفتار خصمانه پیش گرفتند و داود را تکفیر کرده و سرانجام او در خواب کشته شد.[۳]

    پیدایش پیامبری و نجات‌دهنده هم‌کیشان از ظلم حکمرانان در تمام دوران تاریخی در همه ادیان و مذاهب وجود داشته و در قوم یهود نیز عقیده به منجی و هدایت‌کننده، سابقه داشته است و چندین بار در طول تاریخ اتفاق افتاده است. شسهر سالونیک در امپراتوری عثمانی یکی از کانون‌های فعال یهودیان بود. در این شهر یک عده از دونمه‌ها (مسلمان‌شدگان) بنیادگرا که اصل و نسبت یهودی داشتند زندگی می‌کردند.

    سابوتای سوِی (۱۶۷۶ ـ ۱۶۲۶) در بنادر غربی عثمانی ظهور کرد. او نخست ادعا کرد که مسیح است ولی بعد در زندان عثمانی ادعای خدایی نمود و کمی بعد به اسلام گروید. پیروان سابوتای سوِی یهودیانی بودند که به دنبال او اسلام آوردند و در تاریخ به نام دونمه معروف گردیدند. یک گروه از پیروان دیگر سابوتای سوی فرقه‌ای از یهودیان مخفی را در جهان اسلام بنیان نهادند. سابوتای سوِی در سپتامبر سال ۱۶۶۶ در حضور سلطان محمد چهارم و اعضای دربارش اعلام مسلمانی کرد و سلطان محمد تحت تأثیر اسلام آوردن سابوتای سوی قرار گرفت و به او لقب «عزیز افندی» داد. دایرﮤ‌المعارف یهود می‌نویسد: گروه دونمه‌ها، پیروان سابوتای سوی یهودیان پنهانی بودند که به مثابه جنگجویان مخفی علیه خلیفه مسلمین عمل می‌کردند. مسلمان شدن یهودیان در طول تاریخ به منظور خاصی بود. بیشتر مورخین اعتقاد دارند که مسلمان‌شدگان یهودی یک گروه ریاکار بودند و مسلمان شدن آنها از روی صداقت قلبی نبود چون که یهودیان واقعی در طول تاریخ از دینشان برنمی‌گشتند. علیرغم اینکه بیشتر یهودیان در اسپانیا و روسیه تزاری و در بیزانس به قتل می‌رسیدند و یا شکنجه می‌شدند از دینشان برنگشتند و بیشتر به مهاجرت تن دادند تا ترک دین.

    در قرن نوزدهم اعتقاد و برگشت به سرزمین موعود یهودیان را رها نکرده بود. این دفعه با تجارب جنگ‌های صلیبی و آزمون و خطاهای جنگ‌های قرون گذشته، یهودیان را به این نتیجه رسانده بود که مسلمانان مانع بزرگی برای برگشت به سرزمین موعود هستند آنها قادر نبودند از طریق جنگ مسلمانان را از جلو راهشان بردارند، لذا عقل جمعی یهودیان در خفا بر این قرار گرفت که برای رسیدن به قدس، متلاشی کردن و از میان برداشتن امپراتوری عثمانی که نمایندگی خلیفه مسلمسن را دارد لازم و ضروری است، اما نه از طریق جنگ بلکه، تهی کردن گروه‌ها از هویت اسلامی در درون امپراتوری عثمانی را می‌طلبید. یهودیان تا آخر قرن نوزدهم از مهاجرت به ارض موعود ناکام ماندند.

    قرن نوزدهم در امپراتوری عثمانی قرن تنظیمات و اصلاحات نامیده شده است. از سال ۱۸۰۸ تا سال ۱۸۳۹ گام‌هایی در جهت اصلاحات برداشتند ولی این اصلاحات به سامان نرسید. از سال ۱۸۳۹ تا سال ۱۸۷۶ دوره تنظیمات در زمان عبالمجید و برادرش عبدالعزیز استمرار یافت. عبدالمجید در سال ۱۸۶۱ درگذشت و دوره تنظیمات هم مشکلات پیچیده‌ای امپراتوری عثمانی در حال گذر از سنت به مدرنیته را حل نکرد. در این زمان بود که یهودیان در اروپا گرایشات صهیونیستی برای تحقق آرمان‌های خود (برگشت به سرزمین موعود) را شتاب بخشیدند و سعی می‌کردند که سلطان عثمانی را متقاعد سازند تسهیلاتی جهت مراجعت یهودیان به فلسطین را فراهم سازد، اما در این مورد با پاسخ منفی سلطان عبدالمجید مواجه شدند. حتی ملاقات تئودور هرتصل با سلطان عثمانی در سال ۱۸۹۶ گشایشی در کار یهودیان ایجاد نکرد و سلطان عبدالمجید راضی نشد که یهودیان جای پایی در فلسطین داشته باشند.

    تا قبل از تشکیل کنقرانس صهیونیست‌ها در سال ۱۸۹۷ در شهر بال سوئیس اقدامات و ترفندهای رهبران جامعه یهود حتی با پیشنهاد پرداخت میلیون‌ها لیره استرلینگ رشوه به عبدالمجید راه به جایی نبردند. بعد از کنفرانس بال، بار دیگر تلاش‌ها در راستای اهداف، یهودیان را با تهدید و تطمیع سلطان عبدالمجید پی می‌گرفتند. یک بار دیگر هرتصل در سال ۱۸۹۷ به سفیر آمریکا و به سفیر آلمان متوسل شده بودند که در این راه هم گشایش در کار یهودیان به عمل نیامد. در سال ۱۹۰۱ یهودیان اروپا، فردی را جهت تماس با سلطان عبدالمجید پیدا کردند، این فرد امانوئل قراسو با پیشنهادات جدیدی جهت دیدار با سلطان عازم دربار شد. امانوئل قراسو از فراماسون‌های یهودیان مسلمان شده سالونیک و استاد محفل فراموسونری سالونیک بود که پایگاه‌های خود را در اختیار جمعیت اتحاد و ترقی قرار داده که جلسات سری خود را در آنجا برگزار می‌کردند. در نهایت امانوئل قراسو نتوانست به حضور سلطان بار یابد و پیشنهاداتش را مبنی بر: پرداخت بدهی سی و سه میلیون لیره طلای انگلستان و اهدای ناوگان ۱۲۰ میلیون فرانک طلا جهت حمایت از امپراتوری وامی بدون بهره به مبلغ ۳۵ میلیون لیره طلا در اختیار امپراتوری قرار دهد و در عوض اینها، صهیونیست‌ها درخواست‌هایی از قبیل آزادی ورود یهودیان به فلسطین و مجاز ساختن یهودیان جهت ایجاد متصرفات در اورشلیم[۴] را داشتند. با این پیشنهادها و درخواست‌ها باز هم یهودی‌ها موفقیتی حاصل نکردند و عبدالحمید به یهودیان گفت که: «سرزمین فلسطین به من تعلق ندارد و از آن مردم ترک است من نمی‌توانم حتی یک وجب از این سرزمین را بفروشم.»[۵]

    وقتی یهودیان با تهدید و تطمیع نتوانستند سلطان عبدالحمید را راضی کنند، این بار با کمک گرفتن از نمایندگی‌های کمیته اتحاد و ترقی در خارج از کشور با همکاری جنبش ترکان جوان فعالیت براندازی را در فازهای تاریخی و فرهنگی از طریق تاریخ‌سازی و هویت‌سازی ترکی که توسط زبان‌شناسان و مورخین یهودی از نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شده بود، ادامه دادند و به هویت‌سازی برای ترکان پرداختند و ناسیونالیسم ترک را در مقابل امپراتوری عثمانی که خلیفه مسلمین را یدک می‌کشید قرار دادند و نقش‌های فرهنگی و هویتی ترکی را جهت سرنگونی امپراتوری به اجرا درآوردند. در تمام این مدت این اتفاقات که بر علیه امپراتوری عثمانی در جریان بود دونمه‌های سالونیک که بیشتر اعضای کمیته اتحاد و ترقی را تشکیل می‌دادند و با همکاری ترکان جوان و با مساعدت یهودیان بین‌المللی انجام می‌پذیرفت. از این تاریخ به بعد یهودیان و دونمه‌ها به اتفاق ترکان جوان که در حول محور کمیته اتحاد و ترقی گرد آمده بودند با شعار نژادگرایی ترک برای انقلاب سال ۱۹۰۸ خیز برداشتند.

    مورخین و جامعه‌شناسان و زبان‌شناسان که اساس و بنیاد ملی‌گرایی ترک را پایه‌گذاری کردند سه نفر از یهودیان اروپا بودند. یکی از پایه‌گذاران ملی ترک آرمنیوس وامبری فرزند یک یهودی مجاری بود که بیشتر سال‌های عمرش در امپراتوری عثمانی و در آسیای میانه گذرانیده او اولین کسی بود که توران، پان‌تورانیسم را وارد ادبیات ترک کرد. او طی سفری به آسیای میانه می‌خواست وابستگی نژادی و زبانی ترکان آسیای میانه را با ترکان اروپا اثبات کند. و امبری کتاب‌ها و مقالات زیادی درباره توران و پان‌تورکیسم نوشته و منتشر کرده است و او معتقد بود که تمام ترکان به یک نژاد تعلق دارند و در نوشته‌هایش نقشه یک امپراتوری پان ترک را طراحی کرده بود و اعتقاد داشت که این امپراتوری باید تحت سرپرستی امپراتوری عثمانی باشد و طرح خود را به شرح زیر اعلام می‌کند.

    «خاندان عثمانی به خاطر دودمان ترکی‌اش می‌تواند براساس عناصر خویشاوندی گوناگونی که از طریق زبان مشترک و مذهب مشترک و تاریخ که به هم مرتبط هستند امپراتوری وسیعی را از ساحل آدریانیک تا چین را بنیانگذاری کند که وسعت امپراتوری‌اش از وسعت امپراتوری رمانوف‌ها قدرتمندتر باشد چرا که او مجبور بود با ناهماهنگ‌ترین و نامتجانس‌ترین عناصر را از طریق زور و نیرنگ برای سرهم کردن امپراتوری خود به کار گیرد. اما امپراتوری عثمانی با عناصری همچون آناتولی‌ها، آذربایجانی‌ها، ترکمن‌ها، ازبک‌ها، قرقیزها و تاتارها می‌توانستند یک قدرت عظیم ترکی به پا خیزد و امپراتوری بهتر قادر خواهد بود که با رقیب شمالی خود هماوردی کند»[۶] وامبری قبل از سفرش به آسیای میانه، ترکان آسیای میانه را مردم تمدن‌ساز و پیشرفته معرفی می‌کرد بعد از آنکه از سفر آسیای میانه برگشت علاوه بر آنکه طرح خود پان‌ترکیسم (پان‌تورانیسم) را یک «پدیده واهی» نامید و از نظر اولیه‌اش مبتنی بر متمدن بودن ترکان آسیای میانه برگشت و آنها را وحشیانی خواند که از تمدن به دور بودند و استعمار انگلستان را صالح‌تر از ترکان عثمانی و امپراتوری روسیه برای سرپرستی ترکان آسیای میانه تشخیص داد.[۷]

    دومین فرد یهودی اروپایی که در ایجاد و گسترش ملی‌گرایی ترک (پان‌ترکیسم) نقش بسزایی داشت لئون کاهون (۱۹۰۰ ـ ۱۸۴۱) فرانسوی بود. نوشته‌ها و گفتارهای او بیشتر الهام‌بخش ترکان جوان بود که انقلاب سال ۱۹۰۸ با همکاری کمیته اتحاد و ترقی انجام داده بودند. کاهون بیشتر نوشته‌ها و کتاب‌هایش در حول محور برتری ترکان و نژاد ترکان بود. کتاب «مقدمه‌ای بر تاریخ آسیای میانه» نوشته کاهون توسط نجیب عاصم ترجمه شد و مورد استفاده کمیته اتحاد و ترقی قرار گرفت. در این کتاب تمایلات توران‌گرایی و از شکوه و جلال مغولان ستایش‌ها شده است.

    سومین فرد یهودی آرتورلملی دیوید (۱۹۱۱ ـ ۱۸۳۲) او یک یهودی انگلیسی بود. در کتابی که نوشته ثابت کرده که ترکان نژاد مستقل و برجسته‌اند از عرب‌ها و مسلمانان و سایر ملل شرقی برتری دارند. برخی وی را به دلیل افکار و آثار شدید ملی‌گرایی ترکی، آتش بیار معرکه ی پان ترکیسم می‌دانند و بیشتر نوشته‌هایش از عظمت و شکوه و افتخار ترکان خبر می‌دهد. و به تعبیر یکی از شرق‌شناسان، ترکان هویت و ملیت فرهنگ خود را در غربیان یافتند و نوشته‌های آنها را رونویسی کردند. آرتورلملی دیوید در کتاب قواعد زبان ترکی از زبان و گویش‌های ترکی همراه با احترام و تحسین یاد می‌کند و نقش ترکان را در ایجاد تمدن جهانی می‌ستاید.

    بعد از انقلاب ۱۹۰۸ ترکان جوان با همکاری و پشتوانه‌ی کمیته‌ی اتحاد و ترقی که بیشتر اعضای آن را دونمه‌های یهودی تشکیل می‌دادند کانون‌ها و روزنامه‌هایی تاسیس کردند. در این کانون‌ها و نوشته‌های روزنامه‌ها، بحث غالب درباره ترک و چیلیک، پان‌ترکیسم و پان ‌تورانیسم بود. نویسندگان و گویندگان و شاعران بیشتر درباره پان‌ترکیسم مطالب می‌نوشتند و بحث می‌کردند و صنایع شعری و ادبی به طور گسترده در پیرامون هویت و چیستی ترکان بود. نویسندگان و شاعران بیشتر آرزو و خواسته‌های خود را با جامه‌ی ترک و ترک چیلیک می‌پوشانیدند. از میان شاعران آن دوران، محمدامین یورداکول (۱۹۴۴ ـ ۱۸۶۹) شاعر نوپرداز با شعرهای ناسیونالیستی‌اش بیشترین جاذبه‌ها را به وجود آورده بود. محمدامین با شعرهایی همچون: ما ترکان از نژاد اوغوزیم، نژاد ترکان نژادی از آهن و آتش، و یا سرود، نژاد من، و یا ای ترک بیدار شو، احساسات پان‌ترکیستی و ترک بودن را در مردم بیدار می‌کرد.

    یکی دیگر از آن اشخاصی که درباره پان‌ترکیستی و ترک چیلیک احساس مسئولیت می‌کرد، شخص یهودی به نام موشه کوهن اهل سزر و یک پان ترکیست دو آتشه بود.

    موشه کوهن (۱۹۶۱ ـ ۱۸۸۳) یکی از چهره‌های شناخته شده و پرنفوذ پان‌ترکیسم بود و در موضوعاتی همچون عثمانی‌گری و پان‌ترکیسم و کمالیسم مقاله‌ها می‌نوشت و بحث می‌کرد. او یک روزنامه‌نگار مبرز بود که اکثر مقالاتش را به زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسوی می‌نوشت. موشه کوهن معتقد بود که پان اسلامیسم و عثمانی‌گری را باید به دور انداخت.

    یکی دیگر از پان‌ترکیست‌هایی که ایدئولوژی ترک چیلیک و پان‌ترکیستی را تئوریزه می‌کرد ضیاگوک آپ (۱۹۲۴ ـ ۱۸۷۶) بود. او یکی از اعضای کمیته‌ی اتحاد و ترقی و یکی از حامیان کمال آتاتورک بود. او در کنوانسیون‌های سالانه کمیته اتحاد و ترقی چندین قطع‌نامه مبنی بر تدریس زبان ترکی در سراسر امپراطوری عثمانی و برانگیختن احساسات ترک‌گرایی در میان ترکان و حتی سازماندهی برای پیشرفت جهانی زبان ترکی و ارتباط تمام کانون‌های ترک را با کمیته‌ی اتحاد و ترقی و تشکیل شاخه‌های آن در کشورهای ترک را به تصویب رسانیده بود. یهودی‌ها و دونمه‌های مسلمان که کانون‌های ترکان جوان و کمیته‌ی اتحاد و ترقی را به وجود آورده بودند و با زمینه‌سازی‌های فرهنگی و تاریخی با سازماندهی ملیت‌چی‌های سکولار توانستند به جای امپراطور عثمانی یک دولت ملی‌گرا سر کار بیاورند و در سال ۱۹۱۸ باعث متلاشی شدن امپراطوری عثمانی شدند و با این دسیسه‌ها سرزمین و متصرفات اروپایی و اسلامی را که مدت ۵۰۰ سال در دست امپراطوری عثمانی بود از چنگ ترکان خارج ساختند. یهودیان و ترکان جوان با کمیته‌ی اتحاد و ترقی با مباحثات و مناقشات زیاد، تخم نفرت در اقوام و ادیان در سرزمین‌های عثمانی پراکندند و حاکمیت ملی را بر اساس نژاد ترک بنا کرده و شعار خود را یک نژاد، یک فرهنگ و یک خون قرار دادند.

    عبدالحمید امپراطور عثمانی که حاضر نبود حتی یک وجب از خاک فلسطین را به یهودی‌ها بدهد. فرزندان ناخلف ایشان، ترکان جوان با وعده وعیدهای واهی یهودیان، علاوه بر این که صاحب «توران بزرگ» نشدند بلکه سرزمین‌های امپراطوری عثمانی و اسلامی را هم از دست دادند.

    این کتاب از زبان ترکی استانبولی به زبان فارسی برگردانده شده است. نویسنده این کتاب مارک دیوید بئر استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا است وی به خوبی توانسته است فعالیت و نقش یهودیان و مسلمان‌شدگان یهودی را از قرن هفدهم در امپراطوری عثمانی و در باب ایجاد جمهوری ترک تا نیمه اول قرن بیستم روایت کند.

    ۱ ـ خزران آرتور کستلر، دیباچه چاپ دوم، دکتر محمدعلی موحد، ص ۱۰٫

    ۱ ـ همان ، ص ۹٫

    ۲ ـ همان ، ص ۱۷ ـ ۲٫

    ۱ ـ حمید احمدی، ریشه های بحران در خاورمیانه، ص ۳۰۰، نقش یهود و قدرت های بین المللی در خلع سلطان عبدالمجید احمد درویش، ترجمه حجت اله جودکی، موسسه تاریخ معاصر

    ۲ ـ حمید احمدی، ریشه های بحران در خاورمیانه.

    ۱ ـ همان ، ص ۲۲٫

    ۲ ـ زندگی و سفرنامه های وامبری، ترجمه محمدحسین آریا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ۱۳۷۲، صص ۳۴۹-

    منبع: سایت کاظمی آذری سیسی

    از کجا شروع کنم؟

    • اشکان ارشادی
    • سه شنبه ۳۰ مهر ۹۸
    • ۱۰:۱۵

    حقیقتا نمیدانم از کجا شروع کنم؟ 

    عطار میگه : 

    تو پای به راه در نه و هیچ مپرس 

                         خود راه بگویدت که چون باید رفت 

    همین الان که داشتم فکر میکردم ، که پیش خودت تکرار کن تا یادت نره. 

    هارادان باشیلان ائلم ؟ 

    له کوره شورویی بِکم ؟ 

    آره دیگه ، از کجا شروع کنم؟ که یکدفعه یادم افتاد:  تحریم یادت نره . 

    ولی خوب کسی که نمیتوانه منرو از این چیزها جدا کنه ، پس هروقت دلم خواست می نویسم. فقط یک موضوع می ماند. آنهم اینه که ؟ آخه تا کی میخواهید اذیت کنید. اگه قرار بود کسی ننویسه چون به مثلا : عمو نقی بر میخوره ، پس چطوری تحقیق رو شروع کرد چطور نقد کرد ؟ چطور چطور ؟ 

    واقعا خسته نشدید ، حداقل بگذارید یک تحصیل کرده ای بین شما باشد. با منم زدن هیچی حل نمیشه! این که من می نویسم بدون غرض و مرض است ولی در حقیقت چاه هم هست ، پس فقط برای آگاهی بخوانید و رد شوید. بدلایلی چاپ نمیشه ولی اینجا اشتراک میگذارم پس استفاده کنید. من به بچه‌های ایران و دیگر فارسی دانان امید داشتم ولی هیچ. عجب بابا! 

    حالا نظرت بنویس ولی اصرار نکن! آخه من با این همه سال خواندن کتب مختلفه از چندین منظر ، نمیدانم! نمی فهمم! کودنم! 

    مهم 

    این مطلب مهم بخوانید ، در جایی بودم. نویسندگان کتب خود را بالا و پایین می کردند ، آخر سر برای غلط یابی منت سر بنده گذاشته شد تا بررسی کنم. 

    چقدر آنروز جر و بحث کردم ، آرام آرام تکمیل میکنم ولی چند مورد را می گویم. 

    ۱. غلط املایی ایشان فوق‌العاده زیاد بود. 

    ۲. در برخی متون تاریخی باید حالت حکمی نوشت که انگار دعوای کودکانه نوشته بود. 

    ۳. زبانم مو درآورد که از جمع مکسر عربی استفاده نکنید و چون نفهمیدند دعوا شد. 

    ۴. اوزان عروضی بلد نبودند و ترجمه میکردند. 

    و...... که در خلال ماجرا می نویسم ، مثلا آگاهی اندکی داشتند و می نوشتند که فایده‌ای ندارد. 

    حرف مرا نمی فهمیدند و حاضر هم نبودند یاد بگیرند ، مثلا اعراب با حرکات متفاوت است. حال فرد مورد نظر اعراب حرف اول کلمه را می خواست برای تلفظ! خوب من هم میگفتم اعراب ندارد بخدا که ندارد و تا می خواستم شرح دهم دیگر...... 

    و دیگر اینکه بر سر لسان عربی یکبار حرف پیش آمد و مرا متهم کردند به سفسطه و مغلطه در کلام و لسان دین! بعد از دفاع از خودم و خرفهم کردن ایشان ، قسم خوردم جز به حاجت خودم عربی معنا نکنم. 

    این عکس رو ببینید. 

    ترجمه ترکی و عربی آن بخوانید. 
    در مورد زبان عربی و فارسی دری که زبان بهشت است. 
    میگه : این شهرک « آذربایجان » رعایا و دهقانان زبان خودشان دارند. اما شعرای عارف با ظرافت کلام و نزاکت پهلوی و مغولی است. 
    و این دو زبان کهنند. 
    زبان شهری ها با کلمات اولا : دهقانی ، دری ، فارسی ، غازی ، پهلویست. 
    فارسی در حق زبانیست که کمال پاشازاده معروف به دقایق الحقایق در موردش آورده : « گفت در تفسیر دیلمی : سوالی مابین رسول الله و میکائیل که آیا تعالی به فارسی هم هست ؟ گفت : بله 
    رسول گفت : زبان اهل جنت عربی و فارسی دری است.

     

    نگذاریم دیگران از منطقه ما سواستفاده کنند. ما مسلمانیم و تشیع و تسنن برادریم ، ولی برخی.....

    به عکس نگاه کنید که : 

     

    این ترکان هم مذهب یهودیت افراطی با عقاید ماسون و فراماسون داشتند ، همچنین زبان ترکی را نیز از دیگران اخذ کرده بودند ، ترکان اویغور نقش بسزایی در ترک زبان کردن مردم متفاوت آنجا داشتند. 

    خزرها برای مدتی حتی بر آذربایجان ایران مسلط شدند و کشتارها کردند. ولی جمع مسلمانان کُرد ، عرب و حتی فارسیان تازه مسلمان شده ، در نهایت با آموزه های اسلام آنان را به پشت کوههای خزر راندند ولی نشر افکار اجباری آنان تا دوره‌هایی مثل صوفیه باقی ماند و روحانیون به آن رنگ و بوی اسلامی دادند. نگذاریم دیگران مردم را بواسطه ترک زبان بودن از آنان بخوانند. به دین مبارک اسلام توجه کنیم. 

    مسلمانان ، آنان را به اسلام شرفمند کردند گرچه میدانستند خون و اصل بد نیکو نمی گردد ولی چنانچه آدمی آموزه های دینی را رفتار کند حادثه ای پیش نمی آید. 

    روحانیون شیعه و حتی برخی از شافعی و حنفی ، قزلباش را بارها ارشاد کردند و اگر روحانیون شیعه مسلمان به منطقه نمی آمدند ، بلای تبریز و.... بر مردم بیشتری رو میگشت. حضرت رهبر متوفی نیز گفته : روحانیون در دستگاه سفاک قزلباشیه ، به حق جهاد کردند. درست میفرمود که آخه شاه عباس ( و دیگر صوفیه ) کجا بزرگ و کبیر بودند. 

     

    حالا بجای اینکه اسباب راحتی داشته باشم و بنویسم ولی مجانی می نویسم ، دیگه دعوای چه دارید ؟ البت که من حرمت ها حفظ میکنم وگرنه یک تنه.....

    بگذریم. 

    سالها پیش محققی از کرمانشاه رد میشد ، کتابی دستش بود و گویی پریشانی به او مستولی شده بود. من طبق عادت همیشه ، از دخالت پرهیز میکردم چون اگر شری بدنبال داشت بر سر من می آمد. ولی صدا کرد و پرسید ؟ 

    _ به شما می خورد تحصیلکرده و کتابخوان باشی! ؟ درست میگویم. ؟ 

    بله ، امرتان بفرمائید. 

    _ نه خواستم سوالی کنم ولی شما اگر کورد نباشی فارسی . 

    شما سؤالات خود را بپرسید ، ( از لهجه ترکی اش فهمیدم ترکه ) و ادامه دادم بویروس جانیم ، هر سورماخ که واردی ، سور ، تا جواب ادم. 

    تکان خورد و بپرسید : ترکی ؟ گفتم : بابا بیخیال ، من قروقاطی ام  ، اصلا بچه همه‌ی مردم ایرانم و باید هم دوستم داشته باشند ، داداش و آبجیم و حامی ام باشند. 

    _ گفت بیا. و بگو اگر میدانی این کتاب چرا ترکی آذری نیست. ؟ 

    خواندم و گفتم : این بیشتر ترکی اویغوریست که چنگیزخان بعداز نابودکردن مراکز قدرت مثل قرا خطایی ، خوارزمشاهیان ، اسماعیلیه و خلافت عباسی و مهار بازماندگان یهود در شما قفقاز ، این زبان را رسمی کرد. در خلال کتاب به او نشان دادم که محقق نویسنده ، لغاتی را با نام اسکی به معنای قدیمی مشخص کرده و تنها راه فهمیدن آن کتاب لغت است. همچنین به او گفتم که لغات فارسی و عربی در این منظومه آمده ، حتی در ترکی اویغوری در چین موجود است. 

    و قرار شد برایش توضیح مدید و بسیط کنم. 

    انشاءالله وقت و حال مساعد پیدا کنم تا برای شما آنقدر مثال بیاورم که تعجب کنید. 

    فعلا برویم بر سر ماجرای عربی 

    دوستی کورد ، نوشته بود : اکراد ، دوستی ترک نوشته بود : اتراک ، اگر همینجوری ادامه پیدا میکرد که کرده متأسفانه ، فقط باید بگویم ای داد! 

    مرا متهم کردند که چشم دیدن کورد و ترک نداری ؛ خیلی ناراحت شدم چون کردان را همیشه برادران کوه پیکر میدیدم ، ترک هم که همیشه عادتشه حمله بکنه مثل تواریخ بسیار. 

    گفتم شما نمی دانید که دارید خود را تحقیر میکنید. 

    گفتند : چطور مگه!؟؟ 

    گفتم : این جمع مکسر عربیست و کسر دهنده ، یعنی حقارت بار. مثلا خود عربهای تحصیلکرده به هیچ عنوان اعراب نمی نویسند. این جمعیست که جمع را می رساند ولی با حالت تحقیر! گفتم : چرا نمی نویسید : کردان ، ترکان ، افغانان ، ترکمنان ، لران ، در صورتیکه جمع مکسر آنان پیچیده و حقیر است و می‌شود : اکراد ، اتراک ، افاغنه ، تراکمه ، الوار که این آخری ایهام ایجاد میکنه ، آیا تخته چوب منظور است ؟ یا جمع قوم لر. 

    گفتم قاعده دارد و باید بحث و..... کنیم. فقط تراکمه و افاغنه حالتی متفاوت دارند. 

    خوب حالا که در مورد جمع مکسر گفتیم ، داستانی هم نقل کنیم که چندین طلبه به همراه استادشان مرا آفرین گفتند و قول دادند اصلاح کنند. طبق معمول حتما نامی از من هم نیاورده اند! 

    شروع ماجرا 

    قبل از آنکه نحوه ی جمع مکسر و جر و بحث خود شرح دهم ، دقیقا مثل بچه‌هایی که ترکی استانبولی یاد میگرفتند و اصول را نمی دانستند ، در بچه‌های زبان عربی هم دیدم. 

    معانی بابها و ساخت کلمه‌ی معنایی را نمی دانستند. برایشان گفتم و تاکید کردم بقیه را خودتان در بیاورید و تمرین کنید.

    فعل های ثلاثی مزید :

    فعل ثلاثی مزید ، فعلی است که اولین صیغه ی ماضی آن بیش از سه حرف باشدو وزن های آن قیاسی است .هشت باب مشهور دارد .به ترجمه ی هر یک از ابواب می پردازیم :

    1-    باب إفعال ( أفعَلَ ،یُفعِلُ ،إفعال ) ، مثال زدم ، صرف بر باب افعال می‌شود اصراف 

    2-    باب تفعیل( فَعَّلَ ،یُفَعِّلُ ،تفعیل)، همیشه شدت را بیشتر میکند ، مثلا شدت بر باب تفعیل می‌شود تشدید 

    3-    باب مُفاعَلَة( فاعَلَ ، یُفاعِلُ ،مُفاعَلَة )، اصولا کار طلب است مثل : منازعه ، مناقشه ، مدافعه

    4-    باب تفاعُل (تفاعَلَ ، یَتَفاعَلُ ، تفاعُل) ، به مانند جنس بر باب تفاعل می‌شود : تجانس ، و یا تعامل ، تعاون 

    معنای غالب تر آن « مشارکت » را می رساند.

    5-    باب تَفَعُّل(تَفَعَّلَ ، یَتَفَعَّلُ ، تَفَعُّل) ، همانند تفرّج 

    معنای آن «مطاوعه »(اثر پذیری )می باشد.

    6-    باب افتعال (افتَعَلَ ،یَفتَعِلُ ،افتعال ) ، مثل انکسار ، انتشار و....

    این باب شرکت جویی و شراکت را میرساند.

    7-    باب انفعال (انفَعَلَ ،یَنفعِلُ، انفعال)، مثل انزجار. 

    8-    باب استفعال (استَفعَلَ ، یَستَفعِلُ ، استفعال )، معنای طلب کردن دارد مثل : استیجار ، استجاب و....

    معنای آن طلب ودرخواست است.وقتی معنای طلب را برساند متعدی می شود .

     

    ماضی

     

    مضارع

     

    امر

     

    مصدر

     

    زائد

     

    معنی

     

    افعل

     

    یفعل

     

    افعل

     

    افعال

     

    ا

     

    متعدی کرن

     

    فعَّل

     

    یفعِّل

     

    فعِّل

     

    تفعیل

     

    تکرار عین الفعل

     

    متعدی کردن

     

    فاعل

     

    یفاعل

     

    فاعل

     

    مفاعلة-  فعال

     

    الف

     

    مشارکت

     

    تفاعل

     

    یتفاعل

     

    تفاعل

     

    تفاعل

     

    ت - الف

     

    مشارکت

     

    انفعل

     

    ینفعل

     

    انفعل

     

    انفعال

     

    أ‌-      ن

     

    اثرپذیری

     

    افتعل

     

    یفتعل

     

    افتعل

     

    افتعال

     

    أ‌-      ت

     

    اثرپذیری

     

    تفعَّل

     

    یتفعَّل

     

    تفعَّل

     

    تفعُّل

     

    ت- تکرارعین الفعل

     

    اثر پذیری

     

    استفعل

     

    یستفعل

     

    استفعل

     

    استفعال

     

    ا س ت

     

    طلب ودرخواست

     

    خلاصه اینها گفتم با کلی توضیحات ، تازه برخی بچه‌ها راه افتادند. بارها میگفتند ما را درس بده تا ماجرایی که قرار بود تعریف کنم الان تعریف میکنم و خودتان بررسی کنید. 

    ذکر این تصویر نیز نافع است تا بابها را بخوبی یاد بگیرید.

    قبلش یادی کنم از دیگر بابهای مشخص 

    باب فاعل ، مثل : جاهل ، ضارب ، راغب و.... 

    باب مفعول ، مثل : مجهول ، مضروب ، مرغوب 

    باب مستفعیل ، مثل حل که می شود : مستحیل 

    باب مَفعل ، مثل : مشعل 

    باب مَفاعل مثل : مضارب ، مشاغل 

    و.... بقیه را بخوانید ، به قول معروف : جوینده یابنده است ، یا ترکی آن : آختاران تاپار. 

    مَنْ طَلَبَ شیئاً وَ َجَدَّ وَجَدَ. (عاقبت جوینده یابنده بود.)

    و یا کُردی ، اگر بِِچی بررسی بِِکِی نقد وَلای بال و دسِت وینی.

    خوب باب ها رو هرچه پیدا کردم اضافه میکنم. 

    از در آموزشگاهی رد میشدم ، بچه‌هایی ترکی استانبولی میخواندند. نمی دانستند مصدر چیست؟ حروف اضافه چیست؟ و.... 

    تعجب وافر کردند من از کجا بلدم ، وقتیکه گفتم : کاش بروید ابتدا دستور زبان فارسی را خوب بخوانید به ایشان برخورد و تندی کردند و باز گفتند ما ترخیم جناب! گفتم عیبی نیست ولی بدون دانستن اینکه مصدر اصلا چه هست ؟ چگونه می توانید بفهمید. یکی گفت : مصدر گوزل چیست؟ گفتم : گوزل یا جوزل صفت هست و مصدر ندارد. آخر کار برایشان گفتم : 

    مصدر بیان فعلیست که عدم زمان و مکان دارد ، در فارسی از تَن و دَن مصادر ساخته می‌شود مثل : دوختن ، بریدن ، خوردن. زمان آنها روشن نیست مثلا کجا دوخته شده ؟ یا در چه مکانی ؟ 

    سپس اضافه کردم در ترکی استانبولی با ماق که ماخ هم گویند با مه ک ، مصدر ساخته می‌شود. مثل : آلماق (خریدن ) ، دئمک (گفتن ) 

    سپس چون فعل امر بلد نبودند گفتم : با حذف مصدر فعل دستوری امر ساخته می‌شود. مثلا آل بدون آلماق یعنی بخر. 

    برایشان گفتم ، فارسی اضافه ب محترمانه دارد یعنی بجای ، خر و رو می گوییم بخر برو 

    بعد دیگر دستور زبان را با آنان کار کردم. 

    در ادامه خواهم نوشت ، تا دوستدارن هم بخوانند. 

    حال برویم سر ماجرای ساخت جمع مکسر عربی که بالاتر پیش زمینه ای گفتم. 

  • ادامه مطلب
  • بازم برگشتم بیان

    • اشکان ارشادی
    • سه شنبه ۳۰ مهر ۹۸
    • ۰۹:۳۰

    بچه بیان بودم ولی هر دفعه یک مصیبتی پیش آمد تا ترک بیان کنم ولی حالا برای همیشه برگشتم. 

    الان دیگه تجربه‌ای متفاوت دارم ولی بازم مشکل زیاده! به ولله مشکل زیاده ، یعنی پیچیده ی پیچیده! آخه شما که نمیدانید من با این اندروید لعنتی چه دردسرهایی دارم. البت دلمم نمیاد ازش دست بکشم. 

    خوب ، حالا که برگشتم بگم که کلهم رویه‌ای متفاوت در پیش گرفتم. 

    بچه‌های بیان دنبال کنند دنبال میشند بدون هیچ محدودیتی. 

    کامنت و غیره دوست داشتید بگذارید. 

    ای داد! طرز نوشتنم شده مثل شما! هم لفظ قلم حرف میزدم هم لفظ قلم و کتابی می نوشتم. از بس تعجب کردید و.... 

    دیگه هم علمی آموزشی نمی نویسم ، ترکی عربی کوردی نمی نویسم مگر در شرایط خاص! میخوام ببرمتان توی تحریم! ولی براتون تفسیر و نقل و بیان ساده میکنم پس باشد که همراه شوید . 

    یه پیج دارم توی اینستا ، ولی فقط به بچه‌های مومن و صالح آدرسش میدم ، بدم که بیایید ریپورت کنید و من دستم بمانه توی حنا! شاید هم پوست گردو! 

    البته اگه شمایید هر دو رو بسرم میارید. یکم معرفت داشته باشید ، یکم اخلاق داشته باشید ، کاری نداشته باشید من که میگم خودم چه جورم ؟ 

    من اگر نیکم و اگر بد تو برو خود را باش 

                                    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 

    خوب حالا حتما ، یکی داره میگه دِه برو ، اون یکی میگه گت ، یه عزیز دیگه هم میگه بِچو. یعنی میگند که خودت داری میگی آقا برو خود را باش ، حالا موعظه میدی. عزیزان موعظه من ندم کی بده ؟ خوب ، بچشم دیگری نگاه کنید. خوب من طرز نوشتنم عوض کردم حالا شما هم دیدتون رو عوض کنید. 

    فعلا 

    ادامه داره.....

    بسم تعالی
    وبلاگی از آموخته ها و دانسته هایم. مطالب اکثرا طبقه‌بندی و شناسه دار به اسم محقق اشکان ارشادی هستند. لطفا با ذکر نام در ابتدا و آخر مطلب رعایت کنید.
    و همانگونه که مستحضر هستید، بهترین تحقیقات و آموخته هایم را رایگان و با دسترسی آسان در اختیار همگان می گذارم.
    با تشکر اشکان ارشادی از کرمانشاه
    Copyright © https://ashkhani.blog.ir 2018
    پربیننده ترین مطالب
    نویسندگان